Farhangistan
خانه / سیاست / تحلیل ها و دیدگاه ها / شکست کودتای عربستان و اسراییل در ترکیه

شکست کودتای عربستان و اسراییل در ترکیه

ترکیه یکی از مهم ترین کشورهای اسلامی است که با توجه به موقعیت فوق العاده مهم جیوپولیتیک و جیو استراتیژیک آن، هر گونه تغییر و تحول در آن می تواند مایه دگردیسی های چشمگیر در سراسر خاورمیانه عربی و اسلامی گردد. از همین رو است که این کمترین در چهار- پنج سال گذشته پیوسته تحولات این کشور و سمتگیری ها و کنش های آن را بیشتر در عرصه سیاست خارجی و تا جایی هم داخلی دنبال نموده ام.

ترکیه کنونی کشوری است مصنوعی که به جای امپراتوری عثمانی به وجود آمده است- دقیق تر از سوی محافل صهیونیستی برای دستیابی به اهداف ویژه وجود آورده شده است. برخلاف تصور عام، قومی به نام تورک در این کشور زندگی نمی کنند، بل که باشندگان این کشور ترکیه یی ها بیشتر متشکل از اقوام گوناگون اند که آن ها را اسلام و زبان تورکی استانبولی با هم پیوند می دهد.

در حدود ۳۰ درصد مردم این کشور کرد اند که به رغم داشتن ۲۵ میلیون نفوس از همه حقوق مدنی و انسانی محروم اند. همین گونه علویان و شیعیان این کشور که شمار شان بنا به داده های گوناگون دست کم به ۲۰ درصد باشندگان می رسد، نیز از همه حقوق محروم اند.

بخشی بزرگی از باشندگان ترکیه را باشندگان بازمانده از دوره امپراتوری بیزانس یا بیزانتین تشکیل می دهد که به زور مسلمان ساخته شده بودند. بخش دیگر اعرابی اند که با گذشت زمان زبان خود را از دست داده اند.

در واقع، امروز دیگر چیزی از ترکمانان فاتح سلجوقی باقی نمانده است. دلیل آن این است که چند ده هزار ترکمان سلجوقی بر کشوری تسلط یافته بودند که ۱۲ میلیون باشنده داشت. روشن است با گذشت زمان در میان دریایی از باشندگان بومی ذوب شدند.

در گذشته نزدیک به دو میلیون ارمنی در این کشور زندگی می کردند که در اثر جینوساید در دوره جنگ جهانی اول در دوره ترکان جوان بیشتر به ابتکار انور پاشا سربه نیست شدند. اکنون تنها در حدود ۱۰۰ هزار ارمنی در این کشور زندگی می کنند که به گونه معجزه آسا نجات یافته بودند.

هر چه هست، جامعه کنونی درگیر بحران های عمیق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. از یک سو ترکیه عضو ناتو است که در یک قرن گدشته از یاری های سرشار این سازمان و در کل غرب برخوردار بوده است. روابط عمیق با اروپا و امریکا موجب شده است تا غربی ها در کل در این کشور از نفوذ بسیاری برخوردار باشند.

اما این کل موضوع نیست. روسیه نیز به دلایل تاریخی نفوذ معینی در این کشور دارد. همچنان ایران به دلیل داشتن روابط تباری با کردها و شمار دیگری از اقوام باشنده این کشور و نیز داشتن پیوندهای مذهبی با شیعیان و علویان؛ نفوذ شایان توجهی در میان باشندگان ترکیه دارد.

گذشته از این ها، کشورهایی چون قطر، عربستان، مصر و سوریه نیز به پیمانه معینی در این کشور نفوذ دارند.

از دید داخلی، ترکیه در درازای بیش از یک قرن میدانگاه کشاکش میان نوگرایی (مدرنیسم) و سنت بوده است که دستاوردهای معینی هم داشته است. مصطفی کمال اتاتورک را بنیادگذار ترکیه نوین و لاییک و سکولار می شمارند که توانسته بود حساب سیاست و دین را از هم جدا کند.

در بُعد سیاسی احزاب سیاسی ترکیه در میان گرایش های دمکراتیک، مذهبی و ناسیونالیسم سرگردان بوده اند. ناسیونالبسم در ترکیه دو جنبه دارد: یکی پان ترکیسم افراطی و لگام گسیخته و دیگری ناسیونالیسم میانه رو که تنها منافع خود را در چهارچوب مرزهای ترکیه کنونی جستجو می نماید.

جنبش های اسلامگرا در ترکیه را هم می توان به دو بخش هوادار اخوانیسم و هوادار سلفیسم تقسیم کرد. در راس جنبش اخوانی نجم الدین اربکان قرار داشت که بیشتر به عنوان یک سیاستمدار میانه رو و نرم شمرده می شد. برعکس، جانشین وی- اردوغان بیشتر تندرو و هوادار روش های تند و سخت افزاری می باشد.

در گذشته جنبش های سلفی رونق چندانی در ترکیه نداشتند. دلیل آن از سویی حنفی مذهب بودن ترکیه یی ها و از دید سنتی رواج داشتن طریقه های تصوفی در این کشور شمرده می شود. اما در سال های اخیر به دلیل نفوذ عربستان سعودی گروه های وهابی نیز وزن گرفته اند و ظاهرا در خدمت حزب «خذمت» مربوط فتح الله گولن گرد آمده اند. رقابت های عربستان و قطر و تمویل دو گروه اسلامی مخاصم با هم از سوی این دو کشور تاثیرات عمیقی در اردوگاه اسلامگرایان دو طیف در ترکیه داشته است.

سیاست دولت های ترکیه در قبال کردها سخت ناسخته و ناروا و غیر انسانی بوده است. در گذشته دولت های ترکیه پیوسته کوشیده اند با انواع ترفندها منکر هستی ۲۵ میلیون کرد شوند و مدعی گردند که در کشور ترکیه قومی به نام کرد وجود ندارد و همه تورک های کوهی اند که زبان خود را از دست داده اند. در این راستا بازار جعل تاریخ هم بسیار گرم بوده است.

در یک سده گذشته ستم ها و جفاهای بسیاری در حق کردها شده است که به کشته شدن بیش از هفتاد هزار نفر، زخمی شدن صدها هزار و بیجا شدن میلیون ها کرد گردیده است. تنها شمار مهاجران در اروپا به سه میلیون نفر می رسد.

با توجه به همه این ها، جامعه ترکیه با بحران های چند لایه و پیچیده بسیار عمیق سیاسی و اجتماعی دست به گریبان است که در کودتای دیشب بازتاب یافت.

رحب طیب اردوغان که دوازده سال پیش روی کار آمد، در آغاز مشی به شگوفایی رساندن اقتصاد ترکیه و تنش زدایی با همسایگان را پیش گرفت و توانست روابط بسیار خوبی با روسیه، ایران، مصر، سوریه، چین و عراق برپا نماید. این در حالی است که به گونه سنتی شریک های اقتصادی ترکیه کشورهای جامعه اروپایی بود.

در این سال ها تراز بازرگانی ترکیه با روسیه به ۳۰ با چین به ۲۰ و با ایران به ۲۰ میلیارد دالر رسید. همین گونه با عراق و سوریه هم به ۱۲ میلیارد.

سالانه بیش از ۳.۵ میلیون جهانگرد روسی مرخصی های خود را در ترکیه می گذراندند و هزاران شرکت ساحتمانی و خدماتی ترکیه یی در روسیه و کشورهای آسیای میانه کار می کردند. در این میان اردوغان اسد را بزرگترین متحد خود در جهان عرب می پنداشت و تزدیک ترین روابط را با وی داشت. روابط ترکیه و سوریه به اندازه یی نزدیک بود که به دوستی شخصی و خانوادگی مبدل گردیده بود.

اوضاع ناگهانی هنگامی از ریشه دگرگون شد که عربستان سعودی حاضر شدن ده میلیارد دالر به ترکیه رشوه بدهد و اعلام نماید که حاضر است به هر کشوری که اسد را براندازد، پنجاه میلیارد به عنوان پاداش پرداخت نماید.

در پهلوی آن قطر نیز عین کار را کرد و به یکی از بزرگترین تمویل کنندگان اردوغان مبدل شد. این بود که پروژه داعش روی دست گرفته شد و در سوریه و عراق رودباری از خون به راه افتاد. بنا به برخی از گزارش ها مجموع هزینه های عربستان و قطر در پروژه براندازی اسد سر به پنجاه میلیارد دالر می زند.

در پشت سر این پروژه، پروژه های رسانایی گاز قطر، عربستان و مصر از راه سوریه و ترکیه به اروپا و در نتیجه ضربه زدن به اقتصاد روسیه و ایران قرار داشت.

روشن است سمتگیری تازه سیاست خارجی ترکیه منافع روسیه و ایران را به شدت هدف گرفته بود. این بود که مناسبات ترکیه با روسیه به شدت تیره شد. ترکیه هدف براندازی اسد را در دستور کار داشت. این در حالی بود که مسکو و تهران تحت هیچ شرایطی حاضر نبودند تنها متحد استراتیژیک خود در جهان عرب را از دست بدهند.

برای کسانی که به گونه حرفه یی در سیاست های منطقه یی وارد هستند، از همان آغاز روشن بود که چنین سیاستی برای ترکیه فرجام خوبی نخواهد داشت.

اردوغان به رغم هشدارهای چندین باره روسیه و ایران، دست به قمار بزرگی زد و با پدید آوردن داعش نه تنها سوریه و بل که عراق را هم غرق دریای خون ساخت.

هر چند ترکیه توانسته بود در دو دهه گذشته پیشرفت های شایان توجهی در عرصه اقتصادی داشته باشد، با این هم اقتصاد این کشور شکننده و ناپایدار است و بیشتر وابسته به جهانگردی و فروش فرآورده های کشاورزی و تا جایی هم پیمانکاری در پروژه های ساختمانی و ارائه خدمات. ناگفته پیداست که اعمال تحریم ها از سوی روسیه برای ترکیه کشنده بود. به ویژه با توجه به این که روسیه بزرگترین تامین کننده انرژی به ترکیه شمرده می شود.

سرنگون ساختن هواپیمای روسی در سال گذشته از سوی ترکیه آخرین پر کاهی بود که کمر روابط پیچیده روسیه و ترکیه را شکستاند. روشن است سرنگون ساختن هواپیمای روسی که بی تردید اشتباره بس بزرگ و نابخشودنی اردوغان بود، نمی توانست بدون اذن امریکا صورت گیرد. امریکایی ها هم بی تردید هدف فانه زدن میان ترکیه و روسیه را تعقیب می کردند. بر آگاهان پوشیده نیست که هیچ کشوری اجازه ندارد بدون اذن امریکایی ها از جنگنده های ساخت امریکا در عملیات نظامی کار بگیرد. این یکی از بندهای فرادادهای فروش این نوع جنگ افزارها است. از سوی دیگر فضای هوایی ترکیه از سوی نیروی هوایی ناتو (بخوانید امریکا) کنترل و مانیتورنگ می شود. یعنی سرنگون ساختن هواپیمای بمب افگن روسی پروژه یی بود امریکایی که به دستور اردوغان انجام شد.

گذشته از این ها، پیشگیری سیاست های پیچیده و احساسی در قبال اروپا نیز موقعیت ترکیه را پیچیده تر می ساخت.

سر انجام دیگر اردوغان تاب نیاورد و در برابر روسیه زانو زد و به عنوان بز بلاگردان ناگزیر گردید نزدیک ترین متحد خود داوود اوغلو را کنار بگزارد و همه گناهان را به گردن او بیفکند. آن هم داوودی را که یکی از بزرگترین هواداران امریکا در ترکیه شمرده می شد. اردوغان با پوزشخواهی از پوتین اعلام کرد که حاضر است دوباره روابط خود را با روسیه بهبود بخشد. همچنین او نخست وزیری تازه یی آورد و مشی تازه سیاست خارجی خود را بهبود روابط با روسیه، ایران، عراق و سوریه اعلام کرد.

ناگفته پیداست که چرخش صد و هشتاد درجه یی اردوغان به سوی روسیه و ایران نمی توانست سعودی ها را خشمگین نسازد. همچنین این شوخی به مزاح اسراییل، انگلیس و برخی از حلقات و محافل امریکا خوش نمی خورد.

در این میان اردوغان بازی دیگری را به راه انداخته بود و آن عبارت از باجگیری از اروپا بر سر مساله پناهجویان. در نتیجه مناسبات وی با اروپا به ویژه آلمان را به شدت تیره شده بود. پس از این، جهانگردان آلمانی نیز از مسافرت به ترکیه خود داری کردند که در پهلوی جهانگردان روسی، آسیای میانه یی و ایرانی بیشترین شمار جهانگردان را در ترکیه می ساختند.

من چندی پیش در همین رخنما نوشته بودم:

چنین بر می آید که ماموریت اردوغان از سوی غرب پایان یافته تلقی می شود و دیگر تاریخ مصرف وی گذشته باشد. یکی از نخستین وظیفه های اردوغان ایجاد داعش به منظور پایین آوردن بهای نفت از ۱۱۵ دالر به ۲۰ دالر و ضربه زدن به اقتصاد روسیه و ایران و تاراج میلیاردها دار سرمایه های کشورهای عربی بود که با موفقیت انجام داد و چنین بر می آید که دیگر امریکا پس از کشف خاستگاه های نو نفت و گاز در پی بالا بردند بهای این دو ماده ارزشمند باشد. همبن گونه، اردوغان توانست با موفقیت ماموریت خود را در برچیدن گلیم اخوان المسلین از مصر بازی نماید. در پهلوی آن او توانست همه دستورهای غرب را در تضعیف کشورهای یمن، سوریه و عراق پیاده بسازد. همین گونه، در روی کار آوردن رژیم هوادار غرب در اوکرایین و و بی ثباتسازی قفقاز خدمات بس ارزنده یی انجام داد.

آن چه مربوط به خود ترکیه می گردد، همین گونه بایست بود تا جاو رشد اقتصادی ترکیه گرفته شود و ارزش لیره ترکیه به میزانی پایین بیاید که همه سرمایه ها جمع شده در این کشور به بیرون انتقال بیابد.

همچنان وی ماموریت خود را برای زمینه سازی تجزیه ترکیه و تشکیل دولت نو کردستان زیر سرپرستی امریکا و اسراییل به خوبی انجام داد.

وی همین گونه توانست جلو تشکیل یک دولت تا جای مستقل در افغانستان را بگیرد و آدم دست نشانده امریکا را در افغانستان به کمک عربستان و پاکستان روی کار بیاورد.

در کل، چون تاریخ مصرف اردوغان به پایان رسیده است، غرب در اندیشه زدن وی و روی کار آوردن یک مهر نو در ترکیه است تا بتواند یرنامه های بعدی خود را پیاده نماید.

از همین رو هم است که اردوغان ناگزیر شده است خود را به دامان روسیه بیندازد و از روسیه بابت سرنگون ساختن هواپیمای روسی پوزش بخواهد.

در این میان اوضاع در خود ترکیه به مرز بحرانی نزدیک می شود. تنها در چند ماه گذشته زیان ترکیه از بابت رکود در جهان گردید سر به ۱۵ میلیارد دالر می زند و اگر اوضاع همین گونه ادامه بیابد تا پایان تابستان به ۳۰ میلیارد دالر هم خواهد رسید و این به معنای مرگ اقتصادی ترکیه خواهد بود که می تواند بحران عظیمی را به دنبال خود داشته باشد.

از همین رو هم است که اردوغان ناگزیر گردیده است در برابر پوتین زانو بزند و با وی ۴۵ دقیقه گفتگوی تیلفونی داشته باشد.

روشن است پوتین خواست های معینی را از اردوغان مطرح نموده باشد. از دید من خواست های مشخص پوتین می تواند چنین باشد:

۱- سپردن در حدود ۱۰ تا ۱۵ هزار دهشت افگن چچنی به روسیه.

۲- برچیدن همه شبکه های داعش از خاک ترکیه و بستن پایگاه های آموزش و پرورش دهشت افکنان

۳- قطع کامل و بی قید و شرط همه مداخلات در خاک سوریه ، بستن بی درنگ مرز با آن کشور و خود داری از حمایت همه گروه های دهشت افکن مانند القاعده، داعش، النصره، احرار شام و….

۴- قطع بی درنگ همه خریدهای غیر قانونی مواد نفتی از عراق و سوریه.

۵- پایان دادن به همه انواع همکاری های اطلاعاتی با عربستان و قطر و پایان بخشیدن به همه انواع مداخات در امور عراق

۶- پایان دادن به همه توطئه ها و دسایس در شمال افغانستان

۷- پایان دادن به همه مداخلات در امور اوکرایین، قفقاز و جزیره نمای کریما و تعطیل کردن فعالیت های پارلمان نامنهاد کریما

۸- پایان دادن به همه مداخلات در امور آسیای میانه.

و….

روشن است اردوغان چاره یی جز تن دادن به این خواست های پوتین ندارد. اما در عین حال، روشن است در صورت پذیرفتن خواست های پوتین، روابط وی با قطر و عربستان به شدت تیره خواهد شد و همه پروژه های چندین میلیارد دالری سرمایه گذاری اعراب در آن کشور متوقف خواهد گردید. این در حالی است که روابط ترکیه با اروپا به ویژه با آلمان به شدت تیره است.

در داخل ترکیه هم با گذشت هر روز صفوف لشکر مخالفان وی سیاهتر شده می رود تا دیده شود چه خواهد شد. روشن است با گرایش اردوغان به سوی روسیه، اعراب و امریکا خواهند کوشید تا موقف حریف وی گولن را مستحکم تر سازند. در این حال داوود اوغلو و گل هم خواهند کوشید از اوضاع پدید آمده به سود خود بهره برداری نمایند.

در یک سخن،سیاست های نابخردانه اردوغان در پنج سال اخیر، موجب شده است تا کشور زیبای ترکیه که روزگاری جزیره ثبات در جهان اسلام به شمار می رفت، در آستانه بحران بسیار خطرناک و به لبه پرتگاه نیستی کشانده شود و در آستانه تجزیه و فروپاشی قرار گیرد تا دیده شود پتیاره دهر چه خواهد زایید.»

این بود پیش بینی بنده در باره آغاز ناآرامی ها در چند روز پیش در ترکیه.

به هر رو، بر آگاهان امور پوشیده نبود که دیر یا زود ترکیه در آتش خشم شیوخ عرب خواهد سوخت. وقوع انفجارها در فرودگاه اتاترک در استانبول بی گمان به فرمایش سعودی از سوی سازمان اطلاعات اسراییل انجام شده بود. پاسخ بی درنگ ترکیه هم راه اندازی انفجارات در عربستان بود که به گمان غالب به همکاری ک. گ .ب. برنامه ریزی و پیاده شده بود.

چندی پیش در رسانه ها خبری به نشر رسید که عربستان پانزده میلیارد دالر به رژیم اسراییل پرداخته است. اما دلیل آن روشن نبود. اما گمان زده می شد که سعودی ها عزم خود را برای سرنگونی رژیم ایران جزم کرده باشند. سخنرانی جنجالی شهزاده ترکی الفیصل در کنگره مجاهدین خلق در پاریس هم حکایت از توطئه ها و دسیسه های سعودی ها برای راه اندازی توطئه های بزرگ داشت. همین گونه حکام سعودی برای جلب نظر کشورهای دیگر همسایه ایران مانند افغانستان و پاکستان نیز دست و دلبازی می کردند. چنین گمان زده می شد که استقبال گرم و بی سابقه حاجی غنی احمد زی که شخص شاه عربستان به استقبالش به فرودگاه رفته بود، در همین راستا باشد. اما روشن بود رسیدن به حساب ایران تنها پس از روی کار آوردن یک رژیم وابسته در ترکیه ممکن شمرده می شد. این بود که شیوخ وهابی سعودی حاضر شدند هزینه کودتا در ترکیه را به اسراییل بپردازند تا با یک تیر دو فاخته را بزنند. یعنی از سویی اردوغان را بر انداخته و به جای وی گولن را بنشانند و از سوی دیگر زمینه را برای راه اندازی فتنه در ایران هموار سازند.

آن چه بسیار شگفتی برانگیز می نمود، نزدیک شدن اسرار آمیز اسراییل به اردوغان بود. شاید برای این که او را مصروف و سرش را گرم نگه ندارند و غافلگیر نمایند به گونه یی که به هیچ رو حتا اندیشه براندازی وی از سوی اسراییل در مخیله اش خطور نکند.

با این هم روشن است راه اندازی کودتا در یک کشور بسیار مهم عضو ناتو نمی تواند کار چند افسر باشد و چیزی نیست که از دایره دید چشمان تیز بین سرویس های اطلاعاتی امریکا و روسیه و ایران پنهان بماند. بازدید ناتنیاهو از مسکو هم شاید در راستای آن بوده باشد که اسراییل به پوتین اطمینان بدهد که رژیم آینده ترکیه به رهبری گولن زیانی به منافع روسیه نخواهد رساند. همین گونه سفر برنامه ریزی ناشده و ناگهانی جان کیری به مسکو و گفتگوهای پنهانی و دراز وی با پوتین گواه بر رازها و اسرار فراوان بود. شاید کری به پوتین پیشنهاد نموده باشد تا دو کشور دست به دست هم بدهند تا باشد از شر اردوغان نیمه دیوانه رهایی یابند.

با این همه، پوتین که شناخت بسیار بالایی از گولن و پویایی های خطرناک حزب وی در گستره شوروی پیشین دارد، و نیک می داند که گولن ابزرای است در دست شبکه های اطلاعاتی صهیونیستی غرب، فریب وعده های چرب و نرم ناتنیاهو و کیری را نخورد. چنین بر می آید که اردوغان از پیش به نقطه امنی بیرون از آنکارا و استانبول رفته بود. یعنی در واقع پنهان شده بود.

شاید چند روز پیش روسیه فهرست دور و درازی را از افسران کودتایی در دسترس سرویس های اطلاعاتی اردوغان داده باشد. دست کم یک چیز مسلم است و آن این که اردوغان در دو، سه روز گذشته شمار بسیاری از افسران مشکوک بلند پاییه ازجمله جنرال ها و سرهنگان را از نیروهای نظامی، اطلاعاتی و انتظامی برکنار و یا از پشت های شان تبدیل نموده بود تا کودتا را در نظفه خنثی سازد.

اما کودتاچیان با این هم دست به یک عمل ناشیانه زدند که ناکامی آن از پیش روشن بود. محاسبه آن ها هم تا جایی درست بود. آن ها نیک می دانستند که دیر یا زود شمار اندک افسران باقی مانده نیز دستگیر خواهند شد. پس چه بهتر که با همین نیروهای اندک پیش از آن که کلیم شان بیخی برچیده شود، دست به کار شوند و از آحرین شانس برای راه اندازی کودتا سود بجویند و کودتا را به راه اندازند، شاید بتوانند با تصرف نقاط کلیدی مانند مقر رادیو و تلویزیون دولتی، کاخ اردوغان و ساختمان پارلمان و مقر فرماندهی ارتش و سازمان اطلاعات و نابودسازی فیزیکی اردوغان و نخست وزیر و … کار را یکسره و اعلام پیروزی نمایند. آن گاه خواهند توانست همه نیروهای مخالف اردوغان را به قدرت دعوت و همه را در برابر عمل انجام شده قرار دهند.

اما روشن بود حریفان هم در خواب نبودند. هم اردوغان و هم نیروهای اپوزیسیون از جمله کردها که نیک می دانستند با روی کار آمدن گولن کار شان خراب تر خواهد شد، به خیابان ها ریختند و کودتا را خنثی ساختند. در این جا باید تجربه کودتای ناکام روسیه را به یاد آورد که همانا به خیابان ریختن مردم توانست کودتا را ناکام سازد. همین گونه می توان گمان زد که در این امر روسیه و ایران به اردوغان در به خیابان کشیدن هوادارانش مشوره داده باشند.

هر چه باشد، کودتا در ظاهر ناکام شده است. اما شاید پسلرزه های مدهشی هم داشته باشد. پیامدهای کودتا می تواند چنین باشد:

۱- شگاف ها را در جامعه ترکیه فراختر خواهد گردانید.

۲- ارتش ترکیه را به شدت ضعیف خواهد ساخت. بی آن هم در دوره اردوغان ارتش ترکیه عملا از بورد جنرال ها تهی شده است و صدها افسر بلند پایه همین اکنون در پشت میله های زندان ها آرمیده اند. با این کودتا ارتش از سرهنگان و سرگردها نیز تهی خواهد شد. سخن بر سر تسویه هزاران افسر میان پایه است.

۳- اقتصاد ترکیه دستخوش بحران بزرگی خواهد شد. ارزش لیره ترکیه به شدت خواهد افتاد.

۴- از این پس ترکیه دیگر به عنوان یک کشور بی ثبات معرفی خواهد شد و کمتر کسی جرائت خواهد کرد به آن کشور برای جهانگردان برود.

۵- اردوغان با بهره برداری از فرصت دست یافته به تسویه سراسری و گسترده همه حریفان و دشمنان حقیقی و بالقوه خود خواهد یازید .

۶- زمینه برای گسترش اسلامگرایی در ترکیه بیش از پیش فراهم خواهد گردید.

۷- با توجه به کینه جویی و حماقت شیوخ سعودی، آن ها دست از سر اردوغان بر نخواهند برداشت و عربستان میلیاردها دالر دیگر برای براندازی اردوغان و دست کم بی ثبات سازی آتیه ترکیه سرمایه گذاری خواهند کرد.

۸- ترکیه ناگزیر بیشتر از گذشته به ایران و روسیه نزدیک خواهد شد.

۹- شگاف بی اعتمادی میان ترکیه و امریکا و اروپا فراختر خواهد شد.

۱۰- مساله کردها حادتر خواهد شد. این بار اسراییل عربستان و امریکا به پشتیبانی از جدایی طلبان کرد خواهند پرداخت. ظاهرا ترکیه توان حل مساله کرد را ندارد. زیرا یا باید آن ها را همچون شهروندان دارای حقوق برابر با دیگر ترکیه یی ها بپذیرد یا برای آن ها خودگردانی دهد یا نظام را فدرالی سازد. اما هر سه راه حل برای کسی چون اردوغان قابل پذیرش نیست.

۱۱- بحران ترکیه صد در صد به سود سوریه و عراق تمام خواهد شد. دیری نخواهد گذشت که اسد بخش بزرگ احرار شام و النصره و داعش را تار و مار خواهد کرد. همچنین دولت عراق به رغم مخالفت امریکا اقدام به گرفتن موصل خواهد نمود.

۱۲- همین گونه، اوضاع تا جایی به سود افغانستان هم هست زیرا ترکیه از این به بعد ناگزیر خواهد گردید از شمال از احتیاط بیشتر کار بگیرد تا موجب بر افروخته شدن خشم روسیه و ایران نگردد.

۱۳- اوضاع در کوتاهمدت به سود اردوغان خواهد بود. اگر او از گذشته درس عبرت گرفته باشد و در سیاست های داخلی و خارجی خود ویرایش هایی وارد بیاورد، شاید بتواند برای مدت ها بر سر کار بماند. در غیر آن، در صورت پیچیده تر شدن اوضاع ناگزیر خواهد گردید جای خود را برای عبدالله گل واگذار نماید.

۱۵- احتمال سرکوب شدن نیروهای اخوانی هوادار ترکیه در دیگر کشورهای عربی بسیار بالا است. به ویژه در مصر.

۱۵- در دراز مدت در هر صورت اوضاع ترکیه پیچیده تر خواهد شد و برای سال های رویای احیای نظام فرسوده خلافت عثمانی و رویای مبدل ساختن ترکیه به یکی از ده کشور پیشرفته جهان به تاق نسیان گذاشته خواهد شد.

این کمترین در چند سال گذشته پیوسته پیش بینی می کردم که در اثر سیاست های خام اردوغان کشور زیبای ترکیه دیر یا زود دستخوش دگردیسی های خطرناک خواهد شد و درگیر بحران دیرپا و دوامدار. دردمندانه این پیش بینی ها امروز دیگر جامه حقیقت پوشیده اند.

آری! هواپیمای ترکیه وارد گستره توربولنز بالا شده است!

نویسنده : عزیز آریانفر

منبع : حقیقت

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

چهار + 12 =