Farhangistan
خانه / فرهنگ و هنر / ادبیات / انسان ، خسته میان خشونت دین و سیاست

انسان ، خسته میان خشونت دین و سیاست


خشونت به معنای نادیده گرفتن دیگری از لحاظ نظری و عملی است. به عبارت ساده تر، نا دیده گرفتن
افکار، باورها، اعتقادات، در مقام نظر، خلاقیت و دست و تلاش و زحمت او در مقام عمل نادیده گرفته
شود به انسان خشونت شده است. گاهی این نوع خشونت را به نام پنهان هم می توان یاد کرد. خشونت به
معنای برخورد فزیکی و تهدیدات قهری فزیکی نیز تعریف می شود. هراقدام خشن و تهدید قهری از
عناصر خشونت است. با این تعریف ساده، می توان گفت که خشونت رابطه ای نا گسستنی با حکومت های
توتالیته، و ایدیولوژیک دارد. اعمال خشونت، نظام مند و سیستماتیک، بر پایة باورهای اعمال کنند گان
نسبت به دیگری است. یعنی مفاهیم امنیت و مردم جعل می گردد، انسان های معترض مصداق بغاوت،
شرارت و شورشگر را به خود می گیرد.
حفظ حکومت و نظام توتالیتریستی را از مهم ترین وظایف خشونت پیشگان است. برای ابقای آن از هیچ نوع
خشونت دریغ نمی ورزند. ازنگاه خشونت سیاسی، مردم معنای محدود و کرانمند دارد، مردم به انسان های
که دارای گوشت پوست و استخوان است اطلاق نمی گردد. به عبارت روشن تر مردم از دیدگاه اینان کسانی
است که باورهای طبقة مسلط و حاکم را پذیرا باشد، ورنه مردم شمرده نمی شود. ازین رو در سیستم
توتالیتر مسئولیت ها، نقش حاشیه ای را ایفا می کند، مهم حفظ و نگهداری، هسته ی مرکزی یعنی باند
مافیایی و حلقه ائتلاف است.
خشونت گران سیاسی دارای فلسفه و منطق خاصی هستند که با زندگی انسانی نا سازگار است. مبنایی
اعتقادی این طیف و دسته را شکنجه، جنگ، زندان و ترور شکل می دهد. عمل به آن را فریضة الهی و
وظیفه ای ملی تلقی می کند اعمال و حرکات خشن را برای قرب و نزدیک شدن به خداوند و امنیت انجام
می دهد. سالکان الی الله تازیانه بر دست، به قول شاملو: شکنجه و تازیانه و زنجیر نه وهنی به ساحت آدمی
که معیار ارزش محاسبه می گردید.
باندهای خشونت آفرین برای پنهان کردن عمل کردهایش شیوه های متفاوت وگاهی متضاد در پیش می
گیرد. به صورت نمونه برخی از ین گروه ها در قالب مفهوم جهاد به فعالیت های سیاسی دست می زند.
مقصود و هدف اینان رسیدن به قدرت مادی و سلطه بر مردم است. اما برای گیج کردن ساده دلان از
محتوای دینی استفاده می کند و همه عمل کردهایش را در پوشه مفاهیم مذهبی توجیه می کند.
از نظر تاریخی مفهوم جهاد در بدوی تولد خویش به معنای کوشش و تلاش برای رسیدن به هدف شمرده می
شد. با ظهور اسلام و تشکیل دولت از سوی پیامبر مفهوم جهاد به معنای مبارزه مسلحانه با کفار تغییر معنا
داد. پیامبر برای بسیج مردم به جنگ، تشویقیة به نام غنیمت را به سربازانش وعده می داد، جهاد و غنیمت به
عنوان فریضه های الهی در فرهنگ مسلمان ها نهادینه شد. پس از پیامبر نیز مسلمانان برای جنگ و دعوت
دگران به اسلام از مفهوم جهاد استفاده می کردند. ایمان به جهاد و دست یابی به غنیمت سبب شد که مسلمانان
بر مخالفین خویش پیروز شوند و دین اسلام را گسترش دهند. منکران پیامبر و اسلام را بی ایمان و کافر می
دانستند جنگ را با آنها نیز مباح می شمرد. البته جهاد تنها در برابر کافران نبود، مسلمانان اختلافات عقیدتی
و درون فرهنگی خویش را نیز با نسبت های مانند باغی، یا بغاوت، مرتد به مخالفین، با جنگ و اعدام پایان
می داد. جهاد به میزان فربه شد که پس از اصول دین جزوی فروعات دینی قرار گرفت. البته در برخی

موارد رکن ایمان نیز به حساب می آید. کودک مسلمان نماز را همراه با جهاد می آموزند، برای او تعلیم
داده می شود که نماز بدون جهاد هیچ ارزشی ندارد. جهاد را مسیر و راه رسیدن به بهشت تلقی می کند: ان
الجهاد باب من ابواب الجنه.
رفتارهای سیاسی مسلمانان عرب بدوی به عنوان سنت دینی در تاریخ آن چنان نهادینه شد که امروزه مرزها
و جغرافیایی انسانی به نام دولت و ملت نیز توانای مهار جنگجویان مسلمان را ندارند. حقوق بشر و احترام
به انسان، از آن جایی که انسان است در سامان اعتقادی اسلام گرایان جایی ندارند. بر این باورند که انسان
در صورت دارای کرامت است که از علمای دین پیروی کنند، در غیر آن مستحق کیفر است باید مجازات
شود. اما روز گا جدید انسان را از آن جایی که انسانی است دارای هر اندیشة دینی و مذهبی باشد حق
زیستن را، در سرزمین که متولد شده است دارا می باشد. از حق انسانی خویش برخوردار است، هیچ شخص
یا نهادی حق تفتیش عقاید و مذهب او را ندارد. اما نهاد دینی، مرزهای کفر و اسلام را با زمینه های فرهنگی
گذشته باز خوانی می کند. دارندگان قدرت، با پشتوانة مذهب به خود حق میدهند تا باورهای خویش را به
صورت آموزش های دینی به دگران تلقین کنند. در صورت لزوم به نام جهاد وارد جنگ مسلحانه شوند، یا
حق تعلیم و انتخاب مذهب آزاد را از آنها سلب کنند.
مرزهای خشونت تنها به مذهب باقی نمی ماند، دایره ی آن به امنیت نیز کشانده می شود. این مدل از
خشونت در حکومت های که اقتصاد رانتی دارد، بیشتر اعمال می گردد. دریک سوی ائتلاف گروها برای
حل مشکل اقتصادی و تصاحب شدن زمین و سرمایه قدرت است، در سوی دیگر مردمی است که از
ائتلاف مانده است. حکومت برای ابقای قدرت و سرمایه رانتی به ائتلاف کوچک نیز دست می زند، زیر
مجموعه ها برای حفظ و بقای خود برای منافع ائتلاف تلاش می ورزند.
چه کسانی مورد خشونت قرار می گیرد؟
جامعه به شکل هرم به رأس ، قاعده میانی و پایین قابل دسته بندی است. خشونت نیز به صورت عمودی
از هرم به قاعده می رسد. افراد که عضویت سازمان، حزب، گروه و نهاد را دارد، برای ابقای خویش از
دیگری به عنوان ابزار استفاده می کند. روابط میان حلقه ها شخصی است، فرد در محور قرار دارد،
دیگران ثناگویان به کردارهای ارباب قدرت مهر تأیید می زنند. ائتلاف ها قدرت طلب و سلطه گر، به
صورت معمول افراد را سادیست و مازوخیست تربیت می کند. سادیست ها به فرو دستان اعمال زور می
کند. خصلت های باطنی اینان بر ستم گیر و نادیده انگاشتن دیگران شکل می گیرد، خشونت ممکن است
آشکار و سخت نباشد. گروهی دیگر مازوخیست ها است که با تملق و چاپلوسی به مقام بر تر خدمت می
کند و نسبت به پایین تر از خود ظلم و ستم روا می دارند. اینان نقش دوگانه دارد، نسبت به فرادستان مطیع
و نسبت به فرودستان ستمگرند. بنابراین می توان گفت که خشونت در همه جا پخش است حتا در میان
موافقین و و گروها و احزاب ائتلافی. داگلاس می گوید:«تولید و توزیع رانت برا ائتلاف از طریق سازمان
ها فرادستان صورت می پذیرد.» داگلاس سی. (۱۳۹۶، ۲۳) فرادستان در هرم ائئلاف است برای ابقایی
خویش اجازه محدود ایجاد سازمان یا حزب داده می شود. بنابر این یکی از ارزشمند تری امتیاز رانت فرا
دستان، تشکیل سازمان های مورد خمایت آنها است.
گروه مسلط ائتلافی- باندها و حلقه های سیاسی که که هویت شخصی و یا قومی دارد- به صورت برهنه
نسبت به مردم اعمال خشونت می کند. جنبش های مردمی، صنفی و حرکت های اعتراض آمیز، به

صورت معمول با کشتار، شکنجه و زندان همراه است. ائتلاف نیز در قالب قانون و حکومت اعمال
خشونت می کنند، صدای معترضان را غیر قانونی می داند. این نوع از خشونت را در نظام سیاسی
افغانستان به درستی درک می کنیم. در رأس هرم دولت گروه های ائتلافی که به نحوی برای در آمد
اقتصاد رانتی تلاش می کند. گروه مسلط، هر از گاهی به ایجاد گروه های نو بدون تغییر اساسی در
سیاست ها و برنامه های پیشین، اقدام می کند. مردم قشری آسیب پذیر در دولت های فراهم آمده از
ائتلاف است. گروه های ائتلافی بیشتر بر روابط شخصی تکیه دارد، صدای مردم دگر صدای عموم شمرده
نمی شود. بنابراین مردم به عنوان جزیره جدا از بدنه دولت شمرده می شودف و قابل توجه نیست. بنابراین
صدای اعتراض آمیز و داد خواهی با برچسب های سیاسی نادیده انگاشته می شود.
خشونت سیاسی به معنا است، مردمی که در حلقه ی ائتلاف جای نداشته باشد، از نیازهای اساسی خود
محروم می ماند. نیازهای اولیه انسان مانند آب، نان، مسکن و امنیت، شأن و منزلت اجتماعی را در بر
می گیرد. هرگاه این نیاز ها از سوی دولت نادیده گرفته شد، خشونت انجام گرفته است. در آمد های دولت
به مجاری خاص به مصرف می رسد، و کسی در برابر قانون پاسخ گو نیست، جنبش ها سرکوب می
گردد. جایگاه مردم صرف زمانی اهمیت می یابد که نخبه گان مافیای برای به دست آوردن مناصب قدرت،
وارد رقابت می شود. اما اینکه اینان چطور و چگونه از مردم استفاده می کند نیاز به تحلیل و توضیح
مفصل دارد.

نویسنده : ناصر سعادت نیا

برای فرهنگستان

۰۴٫۰۲٫۲۰۱۸

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

1 + 15 =