Farhangistan
خانه / سیاست / تحلیل ها و دیدگاه ها / مصاحبه محمد شاکر کارگر با روزنامۀ ” نی زاویسیمایا گازیته” (فدراسیون روسیه)

مصاحبه محمد شاکر کارگر با روزنامۀ ” نی زاویسیمایا گازیته” (فدراسیون روسیه)

آندری سیرینکو، مبصر سیاسی روزنامۀ ” نی زاویسیمایا گازیته” (فدراسیون روسیه) با محترم محمد شاکر کارگر، رئیس عمومی دفتر ریاست جمهوری افغانستان مصاحبۀ انجام داده که نکات برجستۀ آن ذیلأ ارایه می گردد.
– ناکامی اخلاقی (معنوی) ایالات متحدۀ امریکا در افغانستان خطرناک تر از ناکامی نظامی است؛
– آنچه رخ داد, پیامد پالیسی های حکومت افغانستان و خط مشی بود که ایالات متحدۀ امریکا طی سالها در افغانستان پیش می برد؛
– طی چهار سال اخیر، ما الی ۷۰ هزار نظامی شجاع و نترس خود را در مبارزه با تروریزم از دست دادیم؛
– بی نظمی در داخل نظام، عدم هماهنگی اقدامات در سطح دولت، بی اعتمادی و بی اتفاقی در میان نخبه گان سیاسی افغانستان سر انجام منجر به سقوط نظام جمهوریت در افغانستان گردید؛
– سه اشتباه اساسی و تباه کنندۀ رئیس جمهور غنی را که منجر به بروز حوادث ۱۵ اگست شدند، می توان قرار ذیل برشمرد:
۱٫ سیاست غیر موثر کادری در عرصه های نظامی و اقتصادی؛
۲٫ باور نداشتن به پروسۀ صلح و دورنمای آن؛
حکومت با تمام نیرو نشان می داد که به پروسۀ مذاکرات صلح اهمیت نمی دهد و به آن بی اعتناء است. افزون بر آن، ظرفیت تیم مذاکراتی ما نیز در سطح پائین قرار داشت؛
۳٫ اشتباه در تأمین روابط با همسایگان افغانستان و کشورهای منطقه.
– رهبری عالی کشور باور داشت که وضعیت به طرف انتخابات زود هنگام می رود و به این اصل باور داشت. این باورمندی نیز به حیث یکی از عوامل بالاخره باعث فروپاشی نظام شد.
– انتخابات راه حل بحران سیاسی پنداشته می شد؛
– به همین علت رهبری عالی تصمیم گرفت تمام ولسوال ها و قوماندانهای امنیه را تبدیل نماید و در این کُرسی ها افراد وفادار به مشاور شورای امنیت و رئیس ادارۀ امور تعیین گردیدند؛ افراد تازه تعیین شده غالبأ از ظرفیت کافی برخوردار نمی بودند؛
– متأسفانه رئیس جمهور افغانستان محمد اشرف غنی نتوانست به حیث یک زعیم ملی تبارز نماید؛
– او نتوانست مانع مقرری ها در سطح ولسوالی ها گردد؛ این وضعیت در پایان کار دو گانگی را در برخی از محلات به وجود آورد، مخصوصأ در سکتور نظامی؛
– فساد در اردو، عواقب فاجعه بار در پی داشت؛
– یک مثال : تعداد قوای خاص در افغانستان به ۳۵ هزار نفر می رسید. در قطعات خاص برای تغذیۀ یک نظامی در یک شبانه روز مبلغ یک هزار و ۱۵۰ افغانی از طرف امریکائیها تخصیص داده شده بود. از  رقم متذکره مبلغ یک هزار افغانی بی محابا از دسترخوان نظامیان برداشته می شد. به این ترتیب، مفسدین در رده های بلند حاکمیت مبلغ ۵۰۰ هزار دالر را در یک شبانه روز سرقت می کردند؛
– تمام ارزشهای ملی کشور از قبیل : آثار و اسباب عتیقه، آثار هنری از همه موزیم های کشور، و همچنان آرشیف ملی و خزانۀ دولتی به داخل ارگ منتقل گردیده بود. صرف حمدالله مُحب مشاور امنیت ملی رئیس جمهور و فضل محمود فضلی، رئیس ادارۀ امور در قسمت آن می توانستند تصمیم اتخاذ نمایند؛
– تمام سکتور امنیتی – نظامی در دست مشاور امنیت ملی مُحب قرار داشت. این عمل در تضاد مستقیم با قوانین و عرف جاری دولتی در کشور ما قرار داشت. وزرأی دفاع، داخله، و سکتور نظامی در کل، توسط مسوولین این ارگانها رهبری نمی شدند. رهبری آنها را عملأ مشاور امنیت ملی حمدالله مُحب در دست خود گرفته بود؛
– از آغاز مذاکرات میان امریکا و طالبان در دوحه، و به تعقیب آن پس از تصویب قطعنامۀ شماره ۲۵۱۳ مورخ ۱۰ مارچ ۲۰۲۰، پاکستان پالیسی مزورانه و پُر از نیرنگ خویش را در برابر کشورهای ذیدخل در معضلۀ افغانستان به کار انداخت.  اسلام آباد دقیقأ همان وقت بازی خاص و حیله گرانۀ خود را به کار گرفت. پاکستان موفق شد از میان طالبان گروهی را تحت رهبری ملا عبدالغنی برادر جدا سازد، این گروه را خوب اشتهار داده، متبارز ساخت، و به آن یک حیثیت و موقف کاملأ متفاوت از سایر طالبها داد. به این ترتیب، پاکستان اذهان عامۀ جهان را فریب داد، توجه جهانیان را منحرف ساخت. موازی با آن، اسلام آباد مخفیانه گروه دوم طالبان را به رهبری “شبکۀ حقانی” از نظر نظامی تقویه نموده و جنگجویان آنرا مستقیمأ داخل افغانستان ساخته و به کمک آن جنگ را در افغانستان شدت بخشید.  قابل یاد آوری است که در حال حاضر، طالبانی که در دوحه مصروف مذاکرات صلح بودند، عملأ از صلاحیت های واقعی در رهبری طالبان محروم استند؛
– در نتیجۀ فروپاشی نظام جمهوریت، تسلیحات فراوانی به دست طالبان افتاد؛
– سیستم بانکی و اقتصاد افغانستان عملأ در حال سقوط قرار دارد؛
– در شرایط کنونی، برای همۀ ما مهم است که پروسۀ مذاکرات بین الافغانی در دوحه و مخصوصأ چهار عنصر آن در عمل پیاده گردد. ما تأکید می نمائیم تا این کار صورت گیرد. لازم است خاطر نشان گردد که این چهار عنصر نه تنها در برگیرندۀ عودت قوای خارجی است، (کاری که انجام یافته)، بلکه آنجا تقاضای آن نیز قید گردیده تا افغانستان به مرکز تهدید به ضد منطقه و تجمع دسته های تروریستی بین المللی مبدل نشود. شرایط بعدی موافقتنامۀ دوحه : ادامۀ مذاکرات بین الافغانی و ایجاد حکومت فراگیر در افغانستان می باشد. طوریکه همه می دانند، طالبان قدرت را به زور در کشور غصب نموده، و این نقص اساسی مندرجات تعهدات دوحه است؛
– با روی کار آمدن طالبان در افغانستان، فعالیت و نفوذ گروه های تروریستی از قبیل داعش، القاعده، جنبش اسلامی ازبیکستان وغیره بیشتر شده و به مرور زمان آنها به بازیگران اساسی در صحنهٔ افغانستان مبدل خواهند شد؛
– ما طالبان را به حیث یک واقعیت عینی می پذیریم، لیکن گروه طالبان زمانی برای افغانستان مفید تمام خواهد شد، هرگاه حکومت شان فراگیر، و بر بنیاد مفادات پروسۀ صلح دوحه ایجاد گردد. حقوق زن و سایر حقوق عمومی بشر رعایت شود، و صرف در آن صورت حکومت شان از طرف جامعۀ جهانی نیز به رسمیت شناخته خواهد شد. در غیر آن، و از آنجائیکه طالبان به زور سر نیزه قدرت را غصب نموده است، حیات آن طولانی نخواهد بود؛
– طی چهل سال اخیر افغانستان به علت مداخلات دولت های خارجی (در سطح منطقه و فرامنطقه) و فعالیت های خرابکارانۀ گروه های تروریستی بی اتفاقی ها و تضادهای مختلف را شاهد بوده است. این علایم در وجود طالبان نیز مشهود بوده، و علایم افتراق و نفوذ خارجیها در میان شان روز افزون است؛
– امریکائیها نه تنها اعتماد افغانها را از دست دادند، بلکه از باورمندی تمام منطقه، و احتمالأ سایر کشورها نیز محروم شدند.
– امریکا علاقمند است به نحوی از انحا حضور خود را در منطقه نگهدارد. بنابر همین هدف، واشنگتن پیشنهادات معینی را بخاطر ادامۀ حضور  معدود نظامی اش به کشورهای آسیای مرکزی و همچنان هندوستان ارایه نموده بود؛ لیکن این پیشنهادات از طرف کشورهای مذکور پذیرفته نشد؛
– ایالات متحدۀ امریکا در منطقه کماکان منافع آشکار و پنهان دارد و  سعی می ورزد آنرا بیشتر تحکیم نماید، به همین دلیل روند تازۀ مذاکرات میان واشنگتن و طالبان در دوحه به راه افتاده است؛
– ابقای طویل المدت نمایندۀ خاص امریکا برای افغانستان (زلمی خلیلزاد) دیگر برای امریکا مناسب نبود. دیده می شود که در پالیسی افغانی واشنگتن تجدید نظر معین صورت گرفته است. نمایندۀ قبلی دیگر مطرح بودن خود را از دست داد و چه خوب خواهد بود هرگاه روند مشابه از جانب سایر جوانب ذیدخل در قضایای افغانستان نیز در نظر گرفته شود؛
– تغییرات بزرگی که در  افغانستان رُخ دادند، مستلزم تغییرات در سطح تمام منطقه می باشد؛
– چندی قبل، ما شاهد آن بودیم که دو هزار تن پناه جو در سرحدات میان کشور بیلاروس و پولند بحران عظیم سیاسی را به میان آوردند. حالا تصور کنیم که اگر همزمان صدها هزار افغان در نتیجۀ فقر دوامدار، گرسنگی مهلک و تعمیل سایر تضییقات از جانب طالبان، به طرف جمهوری های آسیای مرکزی حرکت کنند، آیا عواقب آن چگونه خواهد بود؟ گروه های تروریستی مثل داعش و القاعده که دقیقأ همین اکنون مصروف تدوین ستراتیژی و اقدامات عملی خویش به ضد روسیه و کشورهای همسایه استند، از وضعیت به وجود آمده به نفع خود استفاده خواهند کرد؛
– طالبان نمی توانند از تمام مردم افغانستان نمایندگی کند؛
– مردم افغانستان از کارنامه ها و سیاست های عاقبت نیاندیشانۀ خسته شده است. مردم خواستار یک کشور عاری از مداخلۀ اجنبی ها و گروه های تروریستی، تأمین صلح و ثبات است، مردم تأسیس یک حکومت که نمایندۀ تمام اقشار و اکناف کشور باشد، می باشد. این حکومت باید مشروعیت خویش را یا از طریق انتخابات و یا هم از طریق لویه جرگۀ عنعنوی به دست بیاورد؛
– افغانستان به یک پرچم واحد ملی، و یک قانون اساسی که در لویه جرگۀ مردم افغانستان به تصویب رسیده باشد، نیاز دارد؛
– هرگاه قانون اساسی جدید واقعیت های عینی و شرایط تاریخی کشور، خصوصیات سیاسی آنرا را مد نظر بگیرد، کشور از تخریب شدن و فروپاشی نجات خواهد یافت؛
– ما باید هرچه زودتر برای انعقاد یک قرار داد جدید اجتماعی میان مردم افغانستان دست به کار شویم؛
– ما، باید یکجا با گروه طالبان و دیگر نیروهای سیاسی و قومی افغانستان، چه در داخل و چه هم در خارج از کشور، بر بنیاد اصول موافقتنامۀ دوحه، اعلامیه های فارمت مسکو و “تروئیکای گسترش یافته”، کنفرانس قلب آسیا (پروسۀ استانبول) به منظور جلوگیری از بروز یک جنگ جدید داخلی در افغانستان، متحد و منسجم شویم. این جنگ صرف به نفع تروریستانی که از آن می خواهند به نفع خود سود ببرند، خواهد بود؛
 – هرگاه طالبان از پیشنهادات و تقاضا های مشروع فوق اجتناب ورزند، به ضد طالبان مقاومت سراسری به شمول مقاومت مسلحانه شکل خواهد گرفت.
ترجمه  و اختصار : غوث جانباز
منبع :

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

2 × 1 =