Farhangistan
خانه / فرهنگ و هنر / فرهنگ / جشن نوروز در فرهنگ مردم افغانستان

جشن نوروز در فرهنگ مردم افغانستان

کابل/۲۹حوت/فرهنگستان
مردم افغانستان مانند ديگر كشورهاي حوزه نوروز از نخستین روز سال به گرمي استقبال مي‌كنند و با برپائي جشن هاي مختلف، روزهاي آغاز بهار را گرامي مي دارند و برگزاري اين جشن ها در شهرهای کابل و مزارشريف شور و شوق بيشتري مشاهده مي شود.
نوروز در افغانستان در دهه هاي گذشته، با نام هايي چون «جشن نوروز»، «عيد جمشيدي» يا «نوروز سلطاني» ناميده مي شد و امروزه نيز با نام هايي چون «جشن نوروز»، «نوروز باستان»، «ميله گل سرخ» و «عيد نوروز» خوانده مي شود.
جشن نوروز به عنوان يكي از جشن هاي بزرگ كه توسط بخش فرهنگي سازمان ملل متحد نيز برسميت شناخته شده است در كشورهاي مختلفي در محدوده حوزه تمدن پارسي با شور و علاقه فراوان برگزار مي شود كه دلايل متفاوتي درباره خاستگاه آن وجود دارد و آگاهان مسائل فرهنگي هم روايت هاي متفاوتي ارائه كرده اند.
«احمد ضيا رفعت» استاد دانشكده ادبيات و خبرنگاری دانشگاه كابل افغانستان از جمله افرادي است كه مطالعات مستمر و گسترده اي پيرامون نوروز به عنوان يك رسم فرهنگي داشته و به بخشي از يافته ها و باورهاي پيرامون اين موضوع بر اساس داشته هاي محل زندگي خود اشاره كرده است.
او به استناد تاريخ در دسترس، شرح مي دهد كه حداقل پيشينه نوروز به بيش از سه هزار سال قبل باز مي گردد و روايت هاي متفاوت در باره اين كه چرا نوروز را در اين بخش از كره زمين جشن مي گيرند، وجود دارد كه به بخش هايي از آن روايت ها كه در افغانستان شايع است ، اشاره كرده است.
وي به داستان شاهنامه فردوسي و تاريخ طبري از اين روايت اشاره كرده و مي‌گويد كه جمشيد شاه مقتدر ايران باستان در يكي از سفرهاي سالانه خود از خطه آذربايجان مي گذشت در منطقه اي از اين محل دستور داد كه برايش تختي بگذارند و خودش بر آن تخت قرار گرفت و وقتي بر روي اين تخت تاج شاهي برسر گذاشت؛ خورشيد بر تاج وي تابيد و جهان از زاويه بازتابش آن نوراني شد و از آن پس اين روز به نام نوروز خوانده شده و هر سال در قلمرو جمشيد از اين روز تجليل مي‌شد.
او افزود: برخي هم بر اين باورند كه بنيانگذار جشن نوروز «كيومرث» است و حتي اين نظريه نيز هست كه جشن نوروز با «زرتشت» اولين پيامبر آريايي آغاز شد، اگر چه در كتاب «اوستا» به چنين متني بر نمي خوريم كه حكايت از نوروز داشته باشد اما عده اي چنين نظري دارند.
به گفته رفعت؛ زرتشت بر گفتار نيك، كردار نيك و پندار نيك تأكيد داشت و در واقع در روز نوروز تأكيد مي كرد كه انسان ها مي توانند در نوروز با اخلاق خوب، ديد و بازديد دوستان، شادكامي ها، محبت ها و مهرورزي را تقويت بخشند و بدي ها را از خود دور كنند و به همين دليل نوروز را جشن مي گرفتند.
روايت ديگري نيز از نوروز وجود دارد كه «بابليان» براي اولين بار نوروز را جشن گرفته اند و آن زماني بود كه كوروش كبير بابل را فتح كرد كه پيشينه آن فتح در پنج قرن پيش از ميلاد رخ داده است.
به روايت تاريخي اين استاد دانشگاه، با وجود معلومات متفاوت از شروع و نوروز آنچه كه روشن و قطعي است، اين نكته مي باشد كه نوروز از هر زمان و مكاني كه آغاز شده باشد و فلسفه آن هرچه بوده باشد، مردمان ساكن آریانای باستان به نوروز اعتبار داده و توجه ويژه داشته اند.
به گفته  استاد رفعت، تاريخ نشان مي‌دهد كه در گذشته نوروز، يك روز ثابت نداشته با توجه به اين كه تقويم ثابت وجود نداشته اين روز هر سال در يك روزمعين برگزار نمي شده است و از اول فروردين تا سي ام اين ماه در نوسان بوده و حتي گفته مي شود كه نوروز تا ۳۰ روز نيز جشن گرفته شده است.
به گفته اين استاد دانشگاه، پس از تدوين شدن تقويم جلالي در زمان سلجوقيان در سال ۴۷۱ هجري قمري، روز اول حمل را روز نوروز ثابت كردند و از آن زمان اول حمل به عنوان روز نوروز جشن گرفته مي‌شود.
به گفته وي تقويم جلالي در زمان سلجوقيان ايجاد شد كه «عمرخيام»، «ابوريحان بيروني» و دو تن از دانشمندان ديگر در تدوين آن تقويم مشاركت داشته اند و تقويم را به نام «جلال الدين محمد» ساختند و به همين دليل نام آن به تقويم جلالي معروف است.
براساس روايت تاريخي، اين جشن در زمان كوروش به عنوان جشن رسمي اعلام شد و بعد از آن توسط روميان نيز برسميت شناخته شد و در زمان اشكانيان اگرچه آن رسميت گذشته را نداشت اما مردم پايبند جشن نوروز بودند.
در زمان ساسانيان يك بار ديگر نوروز مورد توجه قرار گرفت و رسمي تر شد ؛ برخي آداب و رسوم ازجمله افروختن آتش بر بام هاي منازل در زمان ساسانيان رواج يافته است.
به گفته اين استاد دانشگاه روشن كردن شمع بر سر سفره نوروزي نماد همان آتش ساسانيان است كه روزي بر بام هاي منازل روشن مي شد و امروز تحول يافته و به شمع تبديل شده است.
در زمان هرمز ساساني سكه به عنوان عيدي به مردم توزيع شد و پس از آن در دوره رواج اسلام ، نوروز كم رنگ شد و به ويژه در زمان امويان نوروز از رونق افتاد اما با قدرت گرفتن عباسيان دوباره نوروز مورد توجه قرار گرفت و هارون الرشيد به ميان بزرگان سكه توزيع كرد و يك روي آن را رنگ كرد و از آنان خواست كه سال جديد كه براي گرفتن عيدي آمدند اين سكه ها را با خود بياورند.
به باور ضیای رفعت در دوران خلافت عباسي ها به دليل آن كه ايراني ها نفوذ بيشتري در دولت وقت داشتند نوروز دوباره مورد توجه قرار گرفت.
برگزاري جشن نوروز كم و بيش سه هزار سال فراز و فرودهايي داشته كه گاهي كم رنگ و گاهي پررونق برگزار شده و اين وضعيت براي همه اقوامي كه ساكن حوزه تمدن ايران باستان بودند مشابه بوده و در كشورهاي منطقه از جمله افغانستان نيز اين حالت بوده است.
در افغانستان تقريبا وضعيت نوروز تا قبل از سلطه طالبان شبيه ديگر نقاط فلات کشور های همجوار بود، به گفته استاد رفعت برخي كج فهمي ها سبب مخالفت با نوروز شده است كه از جمله اين كه فكر مي‌کند كه آتش افروختن كار زرتشتيان است و زرتشتيان آتش پرست هستند با اين جشن مخالفت كردند در حالي كه اين گونه برداشت ها نادرست بود.
استاد دانشگاه كابل باور دارد كه نوروز هم در روند تحول تاريخ، متحول شده و ام‌روز جشن نوروز اگر تجلیل می‌شود رنگ بوي اسلامي گرفته و گذاشتن قرآن بر سر سفره عيد نوروز، رفتن به مزار امامان و پيشوايان و دعا بر سر مزار چهره هاي مذهبي از برجسته ترين آميختگي آداب اسلامي در آيين هاي باستاني است.
نوروز تنها يك جشن نيست كه مردم با اعتبار جشن هاي آئيني گذشته آن را تجليل كرده و پاس مي دارند و آن را به عنوان ميراث كهن احترام مي‌گذارند، بلكه در كنار آن به عنوان عامل همگرايي و مربوط به عصر و زمان حال نيز از اين جشن بهره مي گيرند.
رفعت در باره متفاوت بودن آيين هاي نوروز در مناطق مختلف افغانستان گفت كه نوروز قبل از ورود طالبان در هرات، بلخ، سيستان، فارياب و سمنگان و قندوز به دليل اين كه مربوط به حوزه خراسان بزرگ هستند و در خراسان بزرگ جشن هاي آريايي با شكوه زياد برگزار و پاس داشته مي‌شد، رونق بيشتري داشت.
در افغانستان سفره هفت سين ميان اقوام ساكن در غرب و شمال اين كشور رواج دارد و پختن سمنو كه در گويش محلي « سمنك » خوانده مي شود براي نوروز متداول است و جالب آن كه يخت سمنو در ديگر ايام سال متداول نيست.
امروز در اغلب استان هاي افغانستان از جمله كابل مركز اين كشور نمايه هاي نوروزي مثل سبزه، خانه تكاني ، تنگ ماهي قرمز و رونق فروش اقلامي مانند آجيل و شيريني هاي مخصوص و ماهي سرخ كرده کم ديده مي‌شود.
مرغ سفيد و نه رنگ ديگر از جمله اقلام غذايي است كه ويژه سفرهاي نوروزي در افغانستان ذبح و فروخته مي شوند و مغازه داراني هم هستند كه ماهي سرخ شده دست مشتري مي دهند.
خبرنگار فرهنگستان ازکابل
سمیع صدیقی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*