Farhangistan
خانه / فرهنگ و هنر / فرهنگ / هفتادمين سالروز تولد استاد ناظمى
هفتادمين سالروز تولد استاد ناظمى
هفتادمين سالروز تولد استاد ناظمى

هفتادمين سالروز تولد استاد ناظمى

وقتي داخل سالون شديم ، سرا پا شاعرانه بود . فرش سرخ ، گل پاشي هاي روي آن فرش ، جمع بانوان و آقايان فرهنگي كه مقدم يك روز را گرامي ميداشتند . چراغهاي كم رنگ و نور مناسب براي شاعرانه گي، فضاي سالون را شبيه فيلم هاي رومانتيك ساخته بود . عكس بزرگي از دانشمند توانا ، شاعربلند آوازه جناب دوكتور لطيف “ناظمي” كه بر بلنداي آن با خط درشت نوشته بود ” خوش آمديد ” بر سر راه مهمانان به بزرگي محفل گذاشته بود وديدن اين تصوير يك لحظه مسير حركت ذهن را به سوي شاعرانه هاي از استاد “ناظمي” مي برد كه بار ها و بار ها چشم دل مارا روشن كرده است. فرش سرخ ؛ گل باران شده سر راه مهمانان؛ بانوان فرهنگي آماده براي خوش آمد گويي ؛ بدرقه ي مهمانان تا ميز مورد نظر ، همه و همه داستان يك روز بزرگ را تمثيل مي كرد.
هركدام از مهمانان در اين فكر مي افتادند كه من “وي آي” پي گونه بدرقه شدم . فضاي سالون با صندلي هاي سفيد، پروانه وار به دور شمع ميزها با زيبايي هاي شاعرانه گره خورده بودند. فضاي محفل از عشق و صميميت به استاد سخن محترم استاد لطيف “ناظمي” خبر مي داد.
اين هفتادمين سالروز يك دانشمند ، يك شاعر و يك منتقد بزرگ كشور بود. سالروز يك نويسنده ، سالروز يك پژوهشگر و در يك كلام هفتادمين سالروز دانشمند زبان و ادبيات پارسي ؛ او كه بر بلنداي ادب پارسي تكيه زده است به تبجيل گرفته مي شد. در گوشه يي از فرانكفورت آلمان، به همت بانو مستوره هاشمي برگزار شد و جاي كساني خالي ماند كه از لذت، شور و شوق اين محفل محروم ماندند.
محفل با اندكي تاخيرو با درودي بي پايان و سلامي گرم از بانو مستوره “هاشمي” به حاضرين مجلس و بيننده گان تلويزيون مادر آغاز شد. همچنان كلامي چند پيرامون برگذاري اين محفل باشكوه و كاركرد هاي فرهنگي استاد “ناظمي” گفت كه بر شور و هلهله حاضرين افزود .
اين محفل با محافل ديگرفرهنگي فرق هاي زيادي داشت. از ابتدا بر روي استيج پيكره هاي پوشيده با پارچه هاي سفيد، حاضرين در تالار را به تأمل واميداشت و چنان بودكه هركسي از ظن خود برداشتي داشت . چند رسامي و يك پيكره از استاد “ناظمي” در زير پرده ي سفيدي قرار گرفته بودكه با شروع محفل پرده برداري شد و محفل بزرگداشت را بزرگ داشت . پيكره ي استاد (ریلیف لطیف ناظمی) توسط پيكره ساز معروف جناب وكيل ” نشأت ” كه از پراك ،كشور چك آمده بود، تراش شده بود كه توسط خود ش به جناب استاد” ناظمي” تقديم شد. همچنان پرده برداري از تصوير رسامي شده ي استاد ” ناظمي ” كه توسط دوشيزه ي جوان بنام دانا “ناصري” كه از پاريس همراه با پدر بار زحمت راه را بدوش كشيده بودتا در محفل باشكوه بزرگداشت حضور داشته باشد ورسامي خود را با دستان خود تقديم استاد نمايد . دانا “ناصري ” نيز بعد از پرده برداري و تشويق و تحسين فراوان حاضرين مجلس از رسامي اش ، رسامي خود را به جناب استاد “ناظمي” تقديم كرد.
محفل طوري كه توسط بانو هاشمي معرفي شد در بخش هاي از صحبت ها ؛ شعرخواني ها ؛ پيام ها ؛ صحبت استاد “ناظمي ” تفريح ؛ نان شب و موسيقي با آواز دلنشين دل آغاسرود – تقسيم شده بود كه به زيبايي تمام از آغاز تا انجام مديريت شد و همه كسانيكه در محفل اشتراك داشتند با لب خندان ساعت نزديك به ٢ شب سالون را ترك كردند. .
دانشمندان و فرهيخته گان زيادي از كشور هاي مختلف در اين جشن حضور به هم رسانيده بودند كه حضور اين جمع نيز بر شكوه محفل مي افزوده .
نويسنده و پژوهشگر توانا محترم نصير ” مهرين ” اولين سخنران
اين جمع بودكه درصحبت فشرده ي خویش، ضمن ابراز سلام به حاضرین و جناب استاد لطیف ناظمی، پیام شفاهی محترم عبدالوهاب مددی را نیز به ایشان رسانید و بعد پیام نوشتاری محترم پرتو نادری را که از کابل فرستاده بود، به خوانش گرفت. جناب مهرین در سخنان خویش از نقش ادبی وفرهنگی استاد ناظمی ومسرت خویش از آشنایی مستقیم با ایشان یادآوری نموده افزود:
” این را نیز بگویم که هیچ شاعر، نویسنده، هنرمند و در کل فعال قلمی وعملی ، نمی تواند بدون همیاری وهمکاری همسر خویش ره به جایی ببرد. به ویژه آنانی که داراي روابط اجتماعی وفرهنکی می باشند، تجربه نشان داده است که همسرشان تا چه اندازه در موفقیت او سهیم بوده است. بنابر آن دراین محفل برای بانو انیسه ناظمی نیز احترام خویش را ابراز میدارم. همچنان برای فرزندان ایشان که در کنار پدر بوده اند.”
سخنران دوم اين محفل باشكوه مصلح “سلجوقي ” ( نويسنده مطلب ) بود كه پيرامون شخصيت فرهنگي ادبي استاد سخن راند واشعار استاد را آيينه ي تمام نما در مقابل خواننده آن دانست كه هر كدام خود را در آن چنانكه خواهند ، يابند . او از استغناي استاد در مقابل ارباب قدرت سخن گفت و ياد آورشد كه استاد وظيفه ي وزارت را بخاطر ارباب دونان پشت پا زد و خانه نشستن را بر خواري وزارت ترجيع داد
. مصلح سلجوقي چند شعر از اشعار استاد را ضميمه خواند و يكي از آن جمله شعرمنت دونان است.
( منت دونان )

ما کاسه ی دریوزه به هر خوان نبریم
از هر ددو دیو نیز فرمان نبریم
شب تا به سحر گرسنه خوابیم ولیک
از بهر دو نان ،منت دونان نبریم-
كه استاد با همين انگيزه عطاي وزارت دولت وقت را به لقاي شان گذاشت.
همچنان مصلح سلجوقي مجموع صد رباعي از رباعي هاي استاد را زير نام ( خواب علف ) كه به كوشش خودبه دست چاپ سپرده شده بود، در همين محفل براي حاضرين رونمايي نموده، تقديم استاد “ناظمي” كرد.
جناب ببرك ” وسا ” دانش آموخته ي موسيقي غربي و كمپونيست معروف، با زيبايي تمام بحث زيبايي شناسي در شعر استاد را دنبال كرد و اشعاري هرچند كوتاه اما زيباي را دكلمه كردو در مواردي نيز از نظر معاني زيبا شناختي باز نمود. همچنان او پيام برادر خود جناب رشاد “وسا” را به حضور استاد خواند.

سخنرانی بعدي جناب پروفیسر داکتر مجاور احمد زیار از شهر اکسفور بريتانيا بود كه او نيز بار زحمت راه دراز را به دوش كشيده تا در اين محفل باشكوه لحظاتي را در كنار استاد – دوست ديرينه ي خود – باشد. او نيز بار معلوماتي زيادي را با خود حمل مي نمود و بيانگر گذشته ي نه چندان دور، بلكه نزديك ، از زماني كه با استاد همكاربوده است و خاطراتي را ازدوران كار مشترك خويش بازگو كرد.
بانو فرنگيس ” ناظمي ” سخن راني بود كه همه را متحير خويش ساخت و با كلام شيرين و داستان واقعي ، ديوان پربار دوستي هاي استاد با پدرش استاد عدالكريم “تمنا ” را باز نمود . او نيز درمقال داستان گونه ي خويش، داستاني را ارائه داد كه پيوند او با فاميل “ناظمي” را به زيبايي تمام ترسيم نموده بود . او باكلام داستاني ، صدا و حنجره ي زيبا يي كه مخصوص داستان خواني است ، شنونده گان را از تهران تا فرانكفورت به زيبايي يك داستان بدرقه كرد.”

سخنراني ايليا “ناظمي” فرزند استاد كه به ترتيب آغاز شد، سرشار از احساس بود كه بار رنج داستان سفر استاد از كابل تا فرانكفورت را دوش بدوش استاد به شانه مي كشيد. او با كلام پر از ايهام و ابهام سرگذشت مردي را باز كرد كه احمد ظاهر اشعارش را خوانده بود و چنان به زيبايي از گذشت زمان و سرنوشت انسان ها گفت، از سرگذشت احمد ظاهر گفت و از ابتدا تا انتها سرگذشت استاد ” ناظمي ” را به تصوير كشيد . او از وزارت تا هندوستان و آلمان ،گام به گام همراه با استاد ما را كشاند. قسمتي از مقاله اش را با هم مي خوانيم:

آن کس که سالها است به گوشم سروده است
عشق نخست و شاعر دیرین من تویی
دیشب درون بزم به گوش یکی دگر
با خنده گفت عشق نخستین من تویی
روز ها بسرعت گذشتند
هفته ها ماه ها

هفتادمين سالروز تولد استاد ناظمى

هفتادمين سالروز تولد استاد ناظمى

احمد ظاهر دیگر رفته بود
و هزار ها احمد ظاهر دیگر را نیز به کشتار گاها برده بودند.
و آن مرد به یادش غمنامه ها سروده بود
ولی او را نیز برده بودنند
او پدرم بود .

بخش دوم شعر:

بخش دوم محفل كه شعرخواني بود با قطعه شعربسيار زيبايي در وصف استاد “ناظمي” توسط بانو هما آذر آغاز شد.

دومين شعر زير عنوان ” شاعر شيوا بيان” در وصف استاد “ناظمي” از جناب “توکل” هروی بود كه بعد از چند كلام صحبت پيرامون استاد توسط خود شاعر دكلمه شد.

فریبا آتش سومين شاعري بود كه در مورد استاد ابتدا سخناني گفت و بعد شعري كه به همان مناسبت سروده بود دكلمه كرد .

بانوتانیا عاکفی نيز قطعه شعري دروصف استاد سروده بود كه تقديم حاضرين مجلس كرد.

در ادامه ي محفل سه غزل از غزلهاي استاد لطیف “ناظمی” توسط بانوان فرهيخته، بانو منيره “قیومی”،بانو زرمینه “زمان” و دوشیزه آرین “انوری” به زيبايي دكلمه شد.

پیامها:ـ
از سراسر دنيا فرهيخته گان و قلم بدستان نسبت به علاقمندي خاصي كه به استاد “ناظمي” داشتند، پيام هاي فراواني گسيل داشتند كه بيشترينه توسط نخبه گاني كه در محفل حضور داشتند خوانده شد .
پيامها ي رسيده ازقرار ذيل بودند :
ـ پیام داکتر اکرم عثمان از سویدن.

ـ پیام پرتو نادری از کابل.

ـ پیام استاد واصف باختری از امریکا.

ـ پیام استاد نگارگر از لندن.

ـ پیام بانو داکتر نکهت دستگیر زاده از هالند.

پیام جناب مددی از آلمان.

ـ پیام استاد ضیا رفعت از کابل.

ـ پیام جناب رشاد وسا ازآلمان.

ـ پیام بانو هما طرزی از امریکا.

ـ پیام جناب حیدر یقین از لندن.

ـ پیام منظوم جناب ناصر طهوری ازآمریکا.

كار زيبايي كه تا بحال ياد آور چنين موردي حد اقل خود بنده نبوده ام، اين بوده است كه از بانو انیسه “ناظمی” به اعتقاد اينكه ( هر مرد موفق ، پشت سرخود يك بانوي قدرتمندي را دارا مي باشد ) قدرداني شد و دسته گلي از طرف بانومستوره ” هاشمي ” و تلوزيون (مادر ، زن ) به ايشان طور تحفه تقديم گرديد .

بعد از صحبت ها ، اشعار و پيامها ،با كف زدن ها و بر پا خاستن حاضرين محفل از جناب استاد لطیف “ناظمی” تا استيج مشايعت شد و جناب استاد باكلام زيباي خود از همه قدرداني نمودو كلام ، شعر و پيامهاي فرهيخته گان را به ديده يي ارج نگريسته از همه سپاس و امتنان نمود.

اهدای تحایف.
دسته گلها و تحفه هايي كه عزيزان براي استاد تهييه ديده بودند ،يكي بعد ديگري بر روي استيج رفته خدمت استاد تقديم كردند .

در بخش موسيقي اين شب ، هنرمند بلند آوازه و خوش آواز جناب دل آقا “سرود” با آهنگ هاي زيبايش بر رونق محفل افزود و چنان بود كه شنونده گان محفل همه تا حوالي ساعت ٢ شب گوش جان به آواز دلنشين جناب دل آغا “سرود” سپردند. جناب دل آغا “سرود” را جناب فريد آذر با طبله و آقاي محمد با كيبورد همراهي مي كردند .
همچنان متصدي سالون جناب قيومي كه شخصيت فرهنگي نيز مي باشد ، در امر توضيح نان و دكور محفل زحمات زيادي را متقبل شده بود ، تا اين شب فرهنگي با شأن والاي خويش برگذارگردد.

كامره و فيلم برداري اين محفل را جناب فرید “هادی” به عهده داشت كه خود نيز خدمت فرهنگي بزرگيست براي جاودانه نمودن اين ياد ها و اين شب ها .

محفل حوالي ساعت دو شب با آهنگ شب بخير جناب دل آغا “سرود ” پايان يافت. در ختم محفل شركت كننده گان اطراف استاد جمع شدند و هر كدام ، عكس هاي يادگاري با استادگرفتند ، خوش و خندان راهي خانه هاي خود شدند .
تا باد چنين بادا.

نويسنده : مصلح سلجوقي

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

16 + 2 =