نشر سه کتاب شعر از سه شاعر جوان

سه شاعر جوان کشور، دفتر‌های شعری شان را در انجمن قلم افغانستان به نشر رساندند .
«دو بوسه سیب» دفتر شعری تازه‌ی‌ عفیف باختری، «پرنده‌ی بی مورد» اثر شعری وحید بکتاش و «آفتاب تعطیل!» کتاب شعرهای کاوره جبران از تازه ترین آثاری‌ست که از سوی این نهاد فرهنگی ادبی به تیراژ یک‌هزار نسخه به نشر رسیده است .
انجمن قلم این کتاب ها در ادامه‌ی روند نشر کتاب‌های فرهنگی-ادبی، به چاپ رسانیده است که در چند سال پسین از مهمترین کارکرد های این انجمن بوده است .

دو بوسه سیب
«به جای راندنم از باغ تان به لب‌هایم
دوبوسه سیب و دو مصرع انار بگذارید
خوشا به حال شما و دوچرخه‌رانی تان
مرا به چرخ‌زدن روی دار بگذارید»
«دو بوسه سیب» دفتر تازه‌یی از سروده‌های عفیف باختری است که ۶۳ برگ کاغذ را در بر گرفته و در هزار نسخه منتشر شده است. سروده‌های این اثر بیشترینه در قالب‌های غزل و سپید می‌باشد که با درونمایه‌ها و موضوعات مختلف ارایه شده است .
آرایش پشتی این کتاب توسط ژکفر حسینی در نگاه اول خواننده را به خود مشغول می‌کند. ناشر این مجموعه‌ی شعری انجمن قلم افغانستان می‌باشد .
دو بوسه سیب، پنجمین دفتر شعری عفیف باختری پس از دفترهای «سنگ وستاره»، «خاکستر صدا»، «من با زبان دریا» و «با یک پیاله چای چطوری عزیز من» بوده که در مدت کمی مخاطبین و شیفته‌گان زیادی را از میان جامعه‌ی ادبی به خود جذب کرده است. سراینده‌ی این دفتر یکی از چهره‌های برجسته‌ی غزل معاصر افغانستان به شمار می‌رود .

پرنده‌ی بی‌مورد
«شانه‌هایم گورستانی است
هزاران مترسک را که پدرم
برای پراندن اندوه
در من
گماشته بود».
تازه‌ترین دفتر شعری وحید بکتاش «پرنده‌ی بی‌مورد» نام دارد این دفتر از سوی انجمن قلم افغانستان و با تیراژ یک‌هزار نسخه انتشار یافته است آرایش پشتی این کتاب را ژکفرحسینی رقم زده است. تنپوشه‌های این سروده‌ها سپید و جانمایه‌های آن مختلف و متفاوت از همدیگر اند. این دفتر، اولین تجربه‌های وحید بکتاش در زمینه‌ی شعر سپید می‌باشد. از وحید بکتاش پیش از این دفتری به نام «چپ‌کوچه» که حاوی شعرهای کوتاه بود منتشر شده است .

آفتاب تعطیل !
«روزگارت غرق دلتنگی و ناچاری شده
ماجرای خوب هر روزت گرفتاری شده
گفته بودی خودکشی هم چاره‏یی باشد ولی
مرگ هم در باورت مفهوم تکراری شده»
این‌بار کاوه جبران شعرهایش را زیر چتر «آفتاب تعطیل!» گرد هم آورده و از سوی انجمن قلم افغانستان منتشر شده است. دفتر آفتاب تعطیل! حاوی 30 غزل، 5 سپید، 1 مثنوی، 2 رباعی و 5 دوبیتی است که دغدغه‌های زنده‌گی کاوه جبران بر روح این اجتماع کلمات دمیده شده است. مقدمه‌ی این کتاب یکی از مقدمه‌های زیبا و استثنایی است که به رسم غیر متعارف توسط خود شاعر نوشته شده است. خواننده‌گان شعر کاوه جبران این اثر را یکی از تکانه‌های جدی در غزل جوان افغانستان قلمداد می‌کنند .


 

کنفرانس جهانی کتابداری آغاز شد

هفتاد و ششمین کنفرانس جهانی کتابداری (ایفلا) به میزبانی گوتنبرگ در كشور سوئدن آغاز شد. به رسانه ها ، فعالیت رسمی هفتاد و ششمین کنفرانس جهانی کتابداری (ایفلا) از سه‌شنبه 10 آگست (برابر با 19 اسد) و به میزبانی گوتنبرگ آغاز ‌شد و برنامه‌های اصلی و جنبی آن تا 15 آگست (24 اسد) ادامه خواهد یافت.

«لِنا آدلسون لیلروث» وزیر فرهنگ سوئدن و «یورگن لیندر» شهردار گوتنبرگ برای مراسم افتتاحیه کنفرانس ایفلا پیام‌های جداگانه‌ای ارسال کرده‌اند که در محل سالن برگزاری اجلاس قرائت شد.

موضوع هفتاد و ششمین کنفرانس جهانی کتابداری (ایفلا) «دسترسی آزاد به اطلاعات؛ راهی برای توسعه پایدار» است.

1600 کتابدار از 150 کشور جهان در این دوره از ایفلا حضور دارند و آخرین یافته‌های تحقیقی خود را از پیشرفت‌های علم کتابداری در قالب مقالات یا میزگردهای این اجلاس جهانی ارائه خواهند کرد.


حضور" خورجین غم" دربرنامه ی شب شعر

بیست وهفتمین برنامه ی ماهانه ی شب شعر که به طنز اختصاص داده شده بود؛ اخيرا در تورنتوبرگزارشد. در این برنامه که گردانندگی آن را بانو فاطمه اختر رحمانی به عهده داشت - ربانی بغلانی پیرامون طنز به مثابه ی یکی از ژانر های جذاب و پر طرفدار هنری - ادبی و جایگاه آن در ادبیات جهان؛ توضیحاتی ارایه كرد و پارچه طنز کوتاهی از احسان الله سلام طنز نویس پیشرو کشور مان را قرائت کرد.

سپس صبورصهیب، هارون راعون، ربانی بغلانی، سعادت پنجشیری و احسان پاکزاد، سروده های جالب طنزی خود را که قبلا با "خورجین غم" در فیس بوک تبادله كرده بودند؛ همراه با پاسخ های آن از سوی "خورجین غم"، خواندند که با استقبال شورانگیز حاضرین روبرو شد. در همین راستا سروده ی طنزی و دلچسپ احمد علیشاه احمدی عباب که از سوی خودش خوانده شد، مورد دلچسپی واستقبال گرم قرارگرفت.

همچنان هارون آهنگر، قاصد مالیار- که ازآلمان برای دیداراقارب به تورنتوآمده بودند - مختاردریا، مقصود برهان و پارسا ؛ هرکدام اشعارخود را خواندند که با کف زدن های حاضرین بدرقه شدند

سپس صبورصهیب، با معرفی کوتاهی از نجیب دهزاد، طنز پرداز مطرح کشور ، طنز نامه ی ایشان را که عنوانی این محفل گسیل کرده بودند به خوانش گرفت .

در آخر دو طنز شفیق پیام توسط محترم عبیر و نعمان ترین به خوانش گرفته شد.

دراین برنامه که تا حوالی نیمه شب ادامه یافت؛ حضور تاثیر گذار "خورجین غم" محسوس بود.

 


نمایش فیلم مستند جدید افغانی در فیستوال بین المللی

در جشنواره ی بین المللی فیلم های مستند که در شهر ونکوور کانادا برگزار شد روز پانزدهم ماه می ژورنالست و فلمساز جوان کشور ما پرشکی احمد با فیلم مستندش بنام" اعاده حقوق زنان افغانستان" اشتراک كردو با درخشش خوب توجه بینندگان را جلب كرد. قبل از نمایش فیلم خانم برشکی با توضیحات کوتاه در رابطه به تصویر آوردن فیلم ضمن خوش آمدید گفتن به اشتراک کننده گان پیام زنان در قید وبند محروم و مظلوم افغانستان را به گوش جهانیان رساند.

نمایش فیلم مدت پنجاه و دو دقیقه را در بر گرفت که در آن از حیات رقتبار زنان افغانستان که چگونه قربانی رسم و رواج کهنه مربوط به قرون اسطی می شوند به تصویر آورده شده بود.

به نمایندگی از انجمن همبستگی کانادا- افغانستان در ختم نمایش (LAURYN SQUARE ) صحبت كرده تهیۀ این فیلم را سند دیگر بخاطر تشدید مبارزه بخاطر اعاده حقوق زنان افغانستان دانست.

سپس خانم مبل المار عضوی پارلمان بی سی ضمن تبریکی این موفقیت خانم با استعداد افغان برشکی احمد، طی سخنرانی در رابطه گفت: افغانستان تاریخ پارینه فرهنگی را دارد . با تاسف منفعت بران نفت از سالهاست که افغانستان را با انواع و اقسام مختلف می خواهند در انحصار خود در آرند

خانم المار به سخنان خود ادامه داده افزود:من یکی از مخلصان مولانا جلال الدین بلخی استم که گاه گای به خانه فرهنگی "مولانا" واقع در شهر ونکوور اشتراک می کنم و از بزم شعر وشهود آن که میراثي از ثروت پر بهای و پارینۀ فرهنگ افغانستان است بهره می گیرم .

یک منبع مسئول گفت: در این فیستوال صدها فیلم مستند از گوشه های دنیا غرض نمایش مواصلت كرده بود که هفتاد و پنج فیلم از آنها انتخاب شده و در این فیستوال به نمایش گذاشته شد


كاريكاتور هاي از  نوع هراتي

واسع سعيد
اين روز ها در افغانستان نسبت به استفاده ي برخي واژه ها بايد احتياط كرد. مثلا همين واژه ي "نخستين" كه عمدتا در بسياري از گزارش هاي خبري مي توان آن را ديد و شنيد.به چه معنا يا معانيي از اين واژه استفاده مي شود؟ آيا منظور اين است كه اين رويداد( حالا هرچه مي خواهد باشد) پيش از اين در افغانستان سابقه نداشته و يا اين كه اشاره به برهه اي خاصي از زمان دارد.در سال هاي اخير در افغانستان براي آن كه تفكيكي قايل شوند ميان آن چه كه در رژيم طالبان وجود داشت و يا نداشت، با آن چه كه  پس از آن اتفاق افتاده از اين واژه سود مي برند: نخستين عمليات بزرگ نظامي ، نخستين جشنواره اي سينمايي، نخستين مركز فرهنگي زنان ، نخستين نمايشگاه كاريكاتور در هرات. وقتي شنديم كه گويا نخستين نمايشگاه كاريكاتور در شهر هرات در غرب افغانستان برگزار شده نخستين چيزي كه به ذهنم رسيد استفاده از واژه اي "نخستين " براي توصيف اين نمايشگاه بود.  آيا واقعا اين نخستين نمايشگاه كاريكاتور در شهر هرات بود؟ نمي دانم و شايد كمتر كسي بتواند به شكل دقيق به اين پرسش پاسخ دهد. ولي ديدن نمايشگاه كاريكاتور هرات مرا برد به سال هاي دور. به دهه شصت هجري خورشيدي. سال هاي كه طنز و كاريكاتور در افغانستان به شدت رواج يافت. سال هاي كه نام هژبر شينواري به عنوان مهم ترين كاريكاتوريست افغان در بسياري از نشريه ها به چشم مي خورد البته با كاريكاتور هاي از او. نمي دانم چرا در آن زمان كاريكاتور را در افغانستان كارتون مي گفتند.شايد به اين دليل ساده كه باور عمومي چنين بود كه آن چه كه به شخصيت هاي حقيقي رابطه دارد كاريكاتور است ولي آن چه كه به موضوعات ديگري از قبيل مسايل سياسي و اجتماعي و يا افراد تخيلي مي پردازد كاريكاتور نيست و كارتون است. منم در اين مورد چيز زيادي نمي دانم ولي اين پرسش مرا واداشت كه از مسعود حسن زاده شاعر و كاريكاتوريست اهل هرات در مورد تفاوت ميان كارتون و كاريكاتور كمك بخواهم، كه شماري از كاريكاتور هاي او در اين نمايشگاه ديده مي شوند. آقاي حسن زاده باور دارد كه در افغانستان در استفاده از واژه هاي  كارتون و كاريكاتور سوتفاهم رخ داده ، در حالي كه كارتون همان انيميشن انگليسي است ولي آن چه كه نقاشي مي شود در مجموع كاريكاتور است. به هر حال وارد مسايل بسيار تخصصي هنر كاريكاتور نمي شوم كه نتوانم از عهده توضيح آن بيرون شوم و برمي گردم به همان تخيلات اوليه خود كه پس از نمايشگاه برايم دست داد، برمي گردم به همان دهه شصت؛ سال هاي كه گفتم در افغانستان سال هاي طنز و كاريكاتور بود. البته در آن سال ها از طنز هم برداشت خاصي در افغانستان عموميت داشت و كمتر مي شد تفاوت آن را با فكاهه نشان داد. گويا نسيمي از برخي كشورهاي سوسياليستي و از جمله كشور بلغاريا وزيدن گرفته بود كه مي گفتند كاريكاتوريست ها و طنز پردازان معروفي دارد. در آن سال ها به دليل شرايط حاكم در افغانستان موضوعات كاريكاتور ها مشخص بودند. نمي شد كاريكاتور كسي را رسم كرد و يا به مشكلات اجتماعي و سياسي جامعه پرداخت. امپرياليسم جهان خوار آمريكا  و دشمنان صلح جهاني و افغانستان اصلي ترين موضوع هاي دم دست بسياري از كاريكاتوريست هاي افغان بودند. يادم است كه چند مجموعه كاريكاتور هم با همين موضوع ها در افغانستان منتشر شد و چند نمايشگاه هم برگزار. هنوز يكي از كاريكاتور هاي معروف آن سال ها يادم است كه جيمي كارتر رييس جمهوري وقت آمريكا را نشان مي داد كه كلاهي مثل خيمه شب بازان پوشيده بود كه روي آن پرچم آمريكا به چشم مي خورد و براي چند آدم داراي ريش هاي بلند و حمامه هاي بزرگ دلار توزيع مي كرد. كه پيام آن مشخص بود. برداشت عمومي در افغانستان در آن سال ها شايد از كاريكاتور چنين چيزي بود و يا مي شد حدس زد كه چنين چيزي است. ولي گويا در آن سوي دنيا كه ما در آن سال ها تصور خاصي ازآن داشتيم از كاريكاتور برداشت ديگري وجود داشت. برداشتي خيلي متفاوت با برداشت كشورهاي سوسيالستي و كشورهاي كه از آن ها پيروي مي كردند. به هر حال دو دنيا بود و دوسياست.
 در نمايشگاه هرات كاريكاتورهاي از هفت كاريكاتوريست هراتي به نمايش گذشته شده بود كه عمدتا از شخصيت هاي حقيقي تا مسايل اجتماعي و سياسي روزو تا مسايل انتزاعي را در بر مي گرفت.
مسعود حسن زاده از آن جايي كه اهل شعر و موسيقي و سينما است و خود را وام دار انديشمندان پست مدرن غرب مي داند كاريكاتور هاي را به نمايشگاه آورده بود كه خيلي انتزاعي بودند. كسي به شوخي در كتاب خاطرات نمايشگاه نوشته بود " آقاي حسن زاده من از كاريكاتور هاي شما چيزي نفهميدم شايد خودتان هم نفهميده باشيد". ولي يك كاريكاتوريست ديگر برخي شخصيت هاي حقوقي و حقيقي هرات و افغانستان را موضوع كاريكاتور هاي خود قرار داده بود كه بسيار مورد توجه قرار داشتند. شايد به اين دليل كه براي " نخستين" بار شخصيت هاي معروف شهر و كشورخود را به شكلي مي ديدند كه پيش از آن نديده بودند و شايد هم ديده بودند  ولي تنها در تخيلات خود. برخي از كاريكاتور ها هم به مشكلات امروز افغانستان مي پرداختند و از جمله جنگ، مواد مخدر، انتخابات ، حضور زنان ، رسانه ها و خيلي چيز هاي ديگر.  در مجموع نمايشگاه كاريكاتور هرات هر چند كاستي هاي هم داشت ولي جالب و از همه مهمتر ديدني بود. مهم ترين كاستي اي را كه بايد از آن ياد كرد موجوديت برخي از كاريكاتور هاي بود كه معلوم بود كاريكاتوريست زياد با مداد و كاغذ سفيد آشنا نبوده است.

 

 


سي سال شعر در سي سال جنگ

واسع سعيد

با طمانينه وارد سالن شد. " نه اين برف را ديگر سر باز ايستادن نيست" . حميرا نكهت دستگيرزاده پس از سالها دوري به كشورش برگشته بود. در پنجاهمين سال تولدش. زماني كه وارد سالن صلاح الدين سلجوقي در شهر هرات شد همه به پا برخاستند به احترام او. نام حميرا در سي سال گذشته در شعر افغانستان مطرح بوده چه هنگامي كه در كابل پايتخت زندگي مي كرد و چه زماني كه مثل خيلي ها اين كشور را به دلايل مختلف ترك كرد.

قرار بود از اول که ياورت باشم / به گاه يکه شدن هات در برت باشم

قرار بود ز پهلوي تو بريده شوم / که تا چو آيينه در برابرت باشم

قرار بود صداي ترا شوم پژواک / چو دل براي تو دادند دلبرت باش

حميرا در اين نشست كه از سوي بيناد آرمان شهر برگزار شد از علايق ناگسستني اش به شعر و ادبيات فارسي گفت. از زماني گفت كه مجبور شد كشورش را ترك بگويد و به بلغاريا برود و حالا هم به هلند. حميرا علاقه خود به شعر فارسي را ناشي از عشقي دانست كه از آوان جواني در او ريشه دوانده و تا امروز ادامه يافته است.  او گفت كه اگر اين عشق نمي بود هرگز نمي توانست در برابر دشواري ها و آلام  سال هاي جنگ و دوري از ميهن تاب بياورد.

ای تکدرخت شرقی مغرب نشين، بگو / از آيه های با ور و نور و يقين، بگو

ای شهسوار وادی شعر دری بمان / با من ز همصدايی صبح بهين، بگو

از آشيان سوخته بر شاخه های نور / وز ريشه های سوخته از تفت کين، بگو

خانم دستگيرزاده با اين كه گفت مخالف جنگ است ولي جنگ را در به وجود آمدن نوعي ادبيات مدرن در افغانستان موثر دانست. او گفت كه در گذشته شعر فارسي بيشتر شعر مردانه بوده و شعر براي مادران. ولي طي اين سال ها شاعران زن مجال يافتند كه از مشكلات خاص خود بگويند و از زنانگي سخن بگويند.

حمیرا نکهت دستگیرزاده در شهر کابل به دنیا آمد پدرش تاریخ تولد او را چنين ثبت كرده است: "تولد حمیرا جان ساعت ٨-٣٠دوشنبه شب تاریخ ٢٦ ثور( ارديبهشت) سال ١٣٣٩ دربيمارستان مستورات شهر کابل."

حميرا نخستین آموزش ها را از مادر و پدر که درس خواندگان آشنا با ادب کلاسیک فارسی بودند فرا گرفت .

حمیرا ١٢صنف مکتب را در ٦ مکتب و سه شهر خواند زیرا پدرش که افسر نظامی بود هر از گاهی به شهری به کار گمارده می شد . در سال ١٣٥٧ لیسه زرغونه کابل را به پايان رساند و در سال ١٣٥٨ به دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل راه یافت. اودر سال ١٣٦١ از بخش اداره و دیپلوماسی این دانشکده دیپلوم گرفت.

در جریان مکتب و دانشگاه به نوشتن برنامه های ادبی و ثبت برنامه های رادیویی و تلویزیونی می پرداخت و با مجله های آواز و ژوندون همکاري مي كرد. بعد از ختم تحصیل در سال١٣٦٢ رسما در رادیو افغانستان شروع به کار کرد. در سال ١٣٦٣ به اثر تقاضای رهبری اتحادیه نویسندگان افغانستان کارمند انجمن نویسندگان جوان شد. بعدا به بلغاريا رفت و از دانشگاه صوفیه دکتورای ادبیات را به دست آورد. حمیرا رشته مشاور کاریابی ،قانون و مقررات کار را در هالند خواند.

حمیرا نکهت در سال ١٣٦٢ با محمد عمر عدیل ازدواج کرد. ثمره این ازدواج هریوا نکیسا وهژیر سینا است. از حميرا نكهت دستگير زاده دو مجموعه اي شعري به نام هاي "شط آبي رهايي" و "غزل غريب غربت" تا حالا منتشر شده است.

 درخت صدا

میان رقص رنگها کشیده می شود دلم

ز ساز برگ های تر شنیده می شود دلم

زجان پاک شبنمی به نرمیی خیال او

به سوی بی نهایتی دمیده می شود دلم

دلم هوایی غزل به باغ واژه می رود

بهار قصه میرسد قصیده می شود دلم

کسی ز لای قصه ها چوشب عبور می کند

سکوت میخورد به هم سپیده می شود دلم

کسی نشسته در دلم به رنگ قصه ی مگو

به دور جان واژه ها تنیده می شود دلم

پرنده کو رها شده، درختی از صدا شده

چه بیقرار سوی او کشیده می شود دلم

میان نغمه درخت به صبح آبیی گلو

تنیده می شود دلم شنیده می شود دلم.


دکتر علی محمد حق‌شناس درگذشت

علی محمد حق‌شناس مترجم ادبی و زبانشناس برجسته ظهر روز جمعه ( 10 ثور) در تهران درگذشت.

زنده‌یاد علی‌محمد حق‌شناس در سال 1319 در جهرم به دنیا آمد. وی زبان‌شناس و استاد بازنشسته‌ دانشگاه تهران و از اعضای شورای بازنگری در شیوه نگارش و خط فارسی و نیز ريیس انجمن علمی نقد ادبی ایران بود. او از بهترین مترجمان فارسی بود.

فرهنگ انگلیسی به فارسی هزاره (نشر معاصر) مهمترین کار او در سال های اخیر و از مهمترین فرهنگ های دوزبانه در ميان فارسي زبانان است.

آواشناسی (انتشارات آگاه) او نیز برای بسیاری از دانشجویان این رشته کتاب درسی بوده است. حق شناس زبانشناسی صاحبنظر در عرصه ادبیات بود و بجز مقالات دانشگاهی متعدد در باره قافیه و غزل و ادب معاصر ترجمه ای هم با عنوان «رمان به روایت رمان نویسان» (نشر مرکز)  انجام داد که از کارهای تاثیرگذار او در مباحث ادبیات داستانی بشمار مي رود.

مجموعه مقالات ادبی زبانشناختی او را انتشارات نیلوفر منتشر کرده است.

 

 


شاعر شنيدني است

محفل شعر "شاعر شنيدني است"  روز گذشته( 11ثور) از سوي نماينده ي غيرنظامي ايالات متحد امريكا در غرب كشورو انجمن ادبي هرات به مناسبت ماه ملي شعر در امريكا در مركز آموزشي لنكن برگزار شد. دراين محفل شماري از شاعران ، نويسندگان و اهل قلم هرات شركت داشتند. در آغاز اين مراسم برد هنسن نماينده غيرنظامي امريكا در غرب افغانستان در مورد ماه شعر درامريكا سخن گفت و هم چنين نسبت به شعر و سخن فارسي دري ابراز علاقمندي كرد.

 آقاي برد گفت كه از گذشته هاي دور با برخي شاعران پارسي سرا آشنا است و با اين كه زبان فارسي را به خوبي نمي داند ولي از شعر فارسي لذت مي برد.

 در همين حال در اين محفل، دونالد بيشاب رييس روابط و ديپلماسي عامه سفارت امريكا ضمن خوش آمد گويي به مهمانان  شعر يك تن از شاعران مطرح قرن نوزده اي امريكا را خواند. سپس در مراسم شعر خواني شماري از شاعران هرات شعرهاي خود را خواندند. اين محفل شعر به گفته اي برخي از شركت كنندگان زمينه اي خوب آشنايي با سنت شعري در امريكا را فراهم كرد. مركز لنكن به كمك مالي كشور امريكا ساخته شده و عمدتا به آموزش زبان انگليسي و كار هاي فرهنگي مشغول است.   

 


بدشانس‌ترين فيلمساز تاريخ سينما

 

اعلام خبر اكران فيلم تازه‌اي از تري گيليام، كارگردان انگليسي كه يكي از بدشانس‌ترين فيلمسازان تاريخ سينماست هميشه حس عجيبي از هيجان و ابهام را برمي‌انگيزد

چرا كه با وجود فيلمنامه‌هاي خوبي كه به دست او مي‌رسد انتقال اين قصه‌هاي خوب به روي پرده سينما غالبا موفقيت‌آميز نبوده است.

آخرين فيلم او «تخيلات دكتر پارناسوس» نام دارد كه داستاني تخيلي در مورد سفر‌هاي  يك گروه تئاتر سيار با بازي جود لاو، هيث لجر، جاني دپ و كريستوفر پلامر است و با وجود اينكه هيث لجر در ميانه‌هاي راه درگذشت و فيلم مي‌توانست به همين خاطر نيمه كاره بماند اما به لطف كمك‌هاي جود لاو و جاني دپ كار به پايان رسيد. تري گيليام در اين گفت‌وگو راجع به شرايط دشوار كارش و موضوع فيلم توضيحات بيشتري مي‌دهد:

 * اين روزها همه به اينترنت و كامپيوتر اعتياد پيدا كرده‌اند اما فيلم شما در ستايش ذهن و نقطه مقابل شرايط كنوني است. اين ايده از كجا به ذهن شما رسيد؟ 

در روزگار فعلي ما توسط اطلاعاتي كه از رسانه‌ها و اينترنت به دستمان مي‌رسد بمباران مي‌شويم و تصور اينكه مردم در چنين شرايطي بتوانند هويت مستقل داشته باشند برايم دشوار است و در مقابل، خودم را فردي خوش شانس مي‌دانم چون در دهكده‌اي بزرگ شده‌ام كه فقط راديو در دسترسمان بود و بايد خيلي از چيزها را براساس توصيفي كه از آن در راديو مي‌شد تصور مي‌كرديم.

 پسر من هم تجارب مشتركي دارد.  ما در ايتاليا خانه‌اي داريم كه در آنجا كامپيوتر و تلويزيون وجود ندارد و هر زمان كه آنجا مي‌رويم روزهاي اول حوصله او سر مي‌رود چون دستگاه پلي استيشني در آنجا وجود ندارد ولي در عوض پس از گذشت چند روز به‌خودش مي‌آيد و دست به ساخت اسباب بازي‌هايي مي‌زند و خودش را با تخيلش سرگرم مي‌كند. من سعي دارم با اين فيلم روي اين نكته تأكيد كنم كه مي‌توان چنين تغييري در زندگي به‌وجود آورد و به مردم ياد داد كه مي‌شود از كامپيوتر فاصله گرفت و تنهايي را تجربه كرد.

   * زماني كه خبر درگذشت هيث لجر را شنيديد چه احساسي داشتيد؟

 من تمامي افكارم را در مقاله‌اي براي نشريه ونيتي فير نوشتم و پيشنهاد مي‌دهم آن را بخوانيد. 

  * چگونه به راه حل فعلي براي به پايان رساندن فيلم رسيديد؟

 زماني كه اتفاقاتي از اين دست رخ مي‌دهد بايد عملگرا بود اما در آن زمان بازيگري در دسترس نبود كه بتواند جايگزين لجر شود. ما مشغول كار بوديم و ساير هنرپيشه‌ها هم برنامه كاري شلوغي داشتند و اينكه ما توانستيم جاني دپ و جود لاو را بيش از برنامه تعيين شده در فيلم داشته باشيم يك معجزه بود. من اين شانس را پيدا كردم و كار ادامه پيدا كرد. بازي لجر به قدري خوب بود كه براي جايگزين كردن او به 3هنرپيشه خوب نياز بود. اما وقتي تصميم گرفته شود كه چهره شخصيت‌ها در آينه تغيير كند ديگر نيازي به بازنويسي فيلمنامه نيست. تمام ديالوگ‌هايي كه شما در اين فيلم مي‌شنويد همان چيزهايي است كه پيش از مرگ لجر نوشته شده بود. برخي تصور مي‌كنند گفته‌هاي جاني دپ در مورد جوانمرگ شدن اشاره به مرگ لجر دارد اما اينطور نيست و فيلم من اخلاق‌گرايانه است و اين بخش نيز از ابتدا در آن وجود داشت. 

 * در برخي از نشريات از فيلم «طالع خوش» به‌عنوان كار بعدي شما نام برده شده است. اين فيلم تا چه اندازه شانس ساخته شدن پيدا كرده است؟

 من از مدت‌ها قبل به داستان رويارويي خير و شر علاقه داشتم و به همين دليل هم بود كه فيلمنامه طالع خوش را نوشتم اما اين داستاني متفاوت با كارهاي مشابه است و به بودجه فراواني نياز دارد و بايد حامي مالي قدرتمندي را يافت كه به سوژه كار هم علاقه‌مند باشد. يكي از مسائلي كه در مورد پروژه‌هاي پرخرج وجود دارد اين است كه اين فيلم‌ها پيش از ساخته شدن بايد براي گيشه برآوردي داشته باشند و همين موضوع بسياري از سرمايه‌گذاران را محافظه‌كار مي‌كند.

* شرايط كار در دنياي سينما با روزهايي كه شما شروع به كار كرديد متفاوت شده و حالا صحبت از اكران فيلم‌هاي 3بعدي است. آيا شما براي حضور دراين فضا آمادگي داريد؟

 من هميشه با توجه به شرايط موجود هنرم را عرضه مي‌كنم. اين روزها جلوه‌هاي ويژه كامپيوتري تلاش دارد تا هر چه بيشتر مخلوقات كامپيوتري را به آنچه در دنياي واقعي مي‌بينيم نزديك‌تر كند و اين شايد براي بسياري جالب باشد اما جذابيتي براي من ندارد و تصور مي‌كنم كه مي‌توانيم بدون استفاده از اين جلوه‌ها هم به نتايج مشابهي برسيم. من مي‌دانستم براي فيلم حاضر بودجه زيادي ندارم و نمي‌توانم با فيلم‌هاي 100ميليون دلاري رقابت كنم بنابراين ازاين آينه استفاده كردم و توانستم فيلمم را به نتيجه برسانم.

  * با توجه به 3هنرپيشه‌اي كه در كنار هيث لجر فقيد داشتيد تا چه حد تمايل داشتيد آنها هم نقش او را ايفا كنند يا اينكه انتظار بيشتري از آنها داشتيد؟

 من كساني را براي بازي در اين فيلم انتخاب كردم كه از دوستان نزديك هيث لجر بودند و من دي وي دي تمام سكانس‌هايي را كه هيث در آنها حضور داشت به آنها داده بودم تا با رفتار و گفتار او بيشتر آشنا شوند و زماني كه به سر صحنه رسيدند ديگر زماني براي بازي آزمايشي نبود و آنها در شرايطي از عهده كار برآمدند كه من چندان به نتيجه كار اميدوار و مطمئن نبودم. 

 * روند تدوين فيلم چگونه بود؟ آيا با ساير كارهايتان متفاوت بود ؟

 هيچ تغييري در كار به‌وجود نيامد و من هر كاري را كه براي فيلم‌هاي ديگر انجام مي‌دادم براي اين فيلم هم در نظر گرفتم. در تمامي مراحل تدوين حضور داشتم و تنها نكته مهم براي من

تأسف خوردن دائم از بابت مرگ هيث بود، هر چند كه او در طول كار براي همه ما هنوز هم زنده بود.

  * آيا در آينده باز هم كار مشتركي با جاني دپ خواهيد داشت؟

 هر زمان كه او آمادگي كار را داشته باشد خوشحال مي‌شوم كه همكاري داشته باشم ولي برنامه كاري او پر است و شايد براي چند سال آينده هم شانس كار با او را پيدا نكنم.

 


 

پیام تبریک بهار و نوروز باستانی

 

هم میهنان گرامی!

در این دقایق سبز و پر هلهه، آوای پر نشاط غچی های از سفر برگشته در سراسر افغانستان عزیز دامن گسترانده است. کابل، این شهر عشق های بزرگ، شهر خاطره های بزرگ، شهر دردهای بزرگ را رایحهء سبز گل های بهاری پوشانده است. بوی نارنج جلال آباد، کوچه باغ های خاطره ها را زنده می کند. دشت های لاله در ام البلاد- شهر شهرها، بلخ ، گونه های زیبای طبیعت را سرخ گردانیده است. در هرات باستان، در قندهار، در بدخشان و فراه و پنجشیر و هلمند و پکتیا و جای جای آن کشور با جان برابر ما، افغانستان ما، بهار، سر بلند کرده است، پلک هایش را به آرامی گشوده است. لبخندی بر چهره دارد، لبخندی که در دل کودکان آن سرزمین مهرآفرین، خانه می کند. اشکی را از چشم های دردمندان می زداید، قلب مادران را آرام میکند، در یک کلام به ما و هستی ما، مهربانی هدیه می دهد.

خواستیم با این واژه ها، دستمال خاطرات شما را به دست بادی سبک بدهیم تا از بام های یاد سبز وطن بگذرد. می دانیم دل های همهء شما آنجا می تپد. و می دانیم آن سرزمین پر مهر و پر راز عشق آفرین، پیوند هستی ماست.

شما دوستداران معرفت، عاشقان فرهنگ و هنر با میهن خود نفس می کشید و می دانید در این دم و بازدم است که غبار آن آئینهء پاک اهورایی روزی زدوده خواهد شد.

کانون رشد فرهنگ و هنر افغانستان، سالی پر از کامیابی و لبخند برای شما آرزو می نماید.

 


اهدای جایزه های "قند پارسی" و "نوروز"

 

کتاب‌های "گلیم‌باف" (تقی واحدی)، "هزارخانه خواب و اختناق" (عتیق رحیمی) و "عسکرگریز" (محمدآصف سلطان‌زاده) با کسب جوایز ادبی نوروز به عنوان بهترین آثار ادبی 10 سال اخیر افغانستان معرفی شدند.

مراسم اختتامیه نخستین جایزه ادبی نوروز که اولین جایزه بخش خصوصی در حوزه ادبیات افغانستان است، عصر دیروز سوم حوت در فرهنگسرای خاوران تهران برگزار شد.

محمدحسین محمدی دبیر این جایزه و از نویسندگان افغان مقیم ایران پیش از معرفی برگزیدگان، با اشاره به رشد نسبی ادبیات افغانستان در عین حال از وضعیت اسفناک نوشتن در این کشور سخن گفت و یادآور شد: سال‌ها بود که نویسندگان ما در کشورهای دیگر جایزه می‌گرفتند اما در کشور خودشان هیچ جایزه‌ای نبود که آنها را مورد توجه قرار دهد.

سپس ابوطالب مظفری دیگر نویسنده و پژوهشگر کشور که داوری بخشی از آثار این جایزه را نیز عهده‌دار بود، بیانیه پایانی هیئت داوران را قرائت کرد که در آن به "تجربه‌های منحصر به فردی که نویسندگان افغان در مواجهه با نویسندگان دیگر کشورها و آشنایی با ادبیات جهان و عموماً از طریق توفیق اجباری مهاجرت" اشاره شده بود.

در ادامه برگزیدگان نخستین جایزه ادبی نوروز در دو بخش مجموعه داستان و رمان و به ترتیب زیر معرفی شدند؛

هیئت داوران این جایزه در بخش رمان ضمن تقدیر از رمان "پهلوان مراد و اسبی که اصیل نبود" نوشته ببرک ارغند (هلند 1383) رمان‌های "گلیم‌باف" نوشته تقی واحدی (کابل 1386) و "هزارخانه خواب و اختناق" نوشته عتیق رحیمی (پاریس 1381) را مشترکاً به عنوان برگزیده معرفی کرد.

دیگر نامزدهای راه ‌یافته به مرحله نهایی در این بخش عبارت بودند از: سنگ‌ها و کوزه‌ها (عزیز‌الله نهفته - کابل 1387)، کوچه ما (محمداکرم عثمان - آلمان 1386) و گلنار و آیینه (رهنورد زریاب -پیشاور 1381).

هیئت داوران این جایزه در بخش مجموعه داستان نیز ضمن تقدیر از مجموعه داستان‌های آشار نوشته عبدالواحد رفیعی (کابل 1387) و  خانم جورج نوشته مریم محبوب (کانادا 1381)، مجموعه داستان عسکرگریز نوشته محمدآصف سلطان‌زاده (نشر آگه تهران 1385) را به عنوان برگزیده معرفی کرد.

دیگر نامزدهای راهیافته به مرحله نهایی در این بخش نیز عبارت بودند از: چهارشنبه آخر (تقی واحدی - کابل 1387)، سنگ و سیب (حسین حیدربیگی - نشر عرفان تهران 1382) و گل سرخ دل‌افگار (محمدجواد خاوری - نشر عرفان تهران 1387).

در این مراسم علی دلاوری مشاور روابط عمومی فناوری ریاست جمهوری ایران، قهرمان سلیمانی رئیس مرکز گسترش زبان و ادبیات فارسی، اسماعیلی رئیس انجمن دوستی ایران و افغانستان، کاظم کهدویی رایزن فرهنگی سابق ایران در کابل و رئیس فعلی دانشکده ادبیات دانشگاه یزد و جمعی از ناشران، نویسندگان، شاعران و پژوهشگران ادبیات افغانستان از جمله حفیظ الله شریعتی، محمدجواد خاوری و محمدکاظم کاظمی نیز حضور داشتند.

 


بهترین های جایزه اوسکار

 

14/02/2010

 

فلم های نامزد برای ۸۲ مین سال جوایز اکادمی، جوایز اوسکار بروز سه شنبه در شهر بفرلی هیل کلیفورنیا اعلام شد. نگاهی میاندازیم به برخی ازین فلم ها. در صدر فلم های نامزد به جایزه اوسکار فلم خیالی به نام اوتار و یک فلم جنگی قرار دارد. فلم (د هیرت لاکر) در مورد گروهی از متخصصینی است که کوشش میکنند بم های را در جاده های بغداد در جریان جنگ در آن کشور خنثی سازند.

کارگردان این فلم خانم کترین بیگیلو نامزد بهترین کارگردان سال برای فلم هیرت لاکر بوده و شوهر سابقش جمیز کمرن نیز نامزد بهترین کارگردان سال در فلم اواتار است.  محل وقوع داستان فلم اواتار یکی از کهکشان های نهایت دور است. این فلم توجه میلیون ها نفر را در سراسر جهان به خود جلب کرده است، بیشتر به دلیل جذابیتی که در تصویر و تصویر گیری آن وجود دارد و بخاطری که این فلم به شکل سه بعدی نشان داده می شود. و کرکتر های این فلم به شکل دیجیتل ولی نهایت واقعی به نمایش گذاشته شده است. در جوایز اوسکار امسال ۲۵ کتگوری شامل است که در آن از کارگردانی گرفته تا نوشته، تصححیح فلم صدا برداری، دیزاین و البته اکتینگ شامل است.  برای انتخاب بهترین فلم های نامزد، بین ۵۸۰۰ عضو جوایز اکادمی رای گیری صورت می گیرد. در جوایز امسال ۱۰ فلم نامزد بهترین فلم شده اند.

 


پارک رسانه ها در هرات

ریاست شهرداری هرات به همکاری مرکز حمایتی ژونالیستان یک پارک تفریحی را به نام" پارک رسانه و مطبوعات" ایجاد می کند.
امام محمد حور مارچ رییس مرکز حمایت ازژورنالیستان ولایت هرات گفت که اولین بار است یک پارک به نام رسانه ها و مطبوعات در آن ولایت ایجاد می شود.
موصوف هدف از ایجاد این پارک را رشد وتوسعه آزادی بیان و حمایت از خبرنگاران عنوان کرد،گفت که درپارک مذکور غرفه های روزنامه فروشی، کتابخانه و سایر مسایل مطالعاتی تاسیس خواهد شد. وی از شهروندان و ریاست شهرداری هرات خواست تا در عرصه نهال شانی و زینت فضای سبز در پارک متذکره توجه جدی کنند.
در همین حال محمد سلیم تره کی سرپرست ریاست شهرداری هرات ازطرح مذکورحمایت کرد و گفت که این بزرگترین اقدام در روند دفاع از خبرنگاران است.
هرات یکی از ولایات کشور بوده که بشتر پارک های تفریحی در مرکز و ولسوالی های آن موجود است ولی این نخستین بار است که روزنامه نگاران این شهر هم صاحب پارک تفریحی ویژه ای خود می شوند.

 


سنگ های قیمتی افغانستان در نمایشگاه توسن

احمد جاوید رییس اداره انکشاف صادرات افغانستان گفت : این نمایشگاه ازسیزده تا هجده ماه دلو ادامه داشته و در آن هشت تاجر سنگ های قیمتی افغان نیز شرکت کرده اند. ازسوی دیگر دراعلامیه که دراین رابطه از سوی اداره انکشاف بین المللی ایالات متحده امریکا منتشر شده گفته شده که درنمایشگاه توسن که درشهر توسن اریزونا امریکا دایر می شود بیش از 15 هزارنوع سنگ های قیمتی به نمایش گذاشته خواهد شد. این نمایشگاه بین المللی بوده و سال یکبار دایرمی شود.

 جاوید گفت اشتراک شرکت های افغان صادرکننده سنگ های قیمتی نه تنها سنگ های قیمتی افغانستان را به جهانیان معرفی می کند بلکه تجار افغان از تجارب همتاهای خارجی شان نیز درزمینه می آموزند. اشتراک هیات نماینده افغان دراین نمایشگاه توسط پروژه تصدی های کوچک و متوسط (ASMED) اداره انکشافی بین المللی ایالات متحده (USAID) با مساعدت بیشتر که از طریق انجمن تجار سنگ های قیمتی افغان فراهم شده، حمایت مالی می شود.

 افغانستان منبع بعضی از خوبترین زمرد، یاقوت، لاجورد، یاقوت کبود، کرومیت و غیره بوده که از کیفیت و جذابیت خوبی برخورداراست. رییس اداره انکشاف صادرات افغانستان گفت درحال حاضر استخراج و صادرات سنگ های قیمتی افغانستان با مشکلاتی مواجه بوده که وعده های را از سوی مسوولان دولت در کاهش تکس و ایجاد سهولت های دیگر دریافت و امیدوار اجرای عملی آن در سال آینده  است.

 

 


 

استانبول ،پایتخت فرهنگی اروپا

 

با برگزاری مراسم ویژه ای ، استانبول به طور رسمی عنوان "پایتخت فرهنگی اروپا در سال 2010 میلادی " را کسب کرد. در این مراسم که شنبه شب  27 جدی در مرکز فرهنگی خلیح استانبول برگزار شد، عبدالله گل رییس جمهوری ، رجب طیب اردوغان صدراعظم ، محمدعلی شاهین رییس مجلس ملی ترکیه، وزیران فرهنگ بیش از 17 کشور و مسئولان نهادهای مختلف اتحادیه اروپا حضور داشتند.

آمادگی ترکیه برای کسب این عنوان بعد از قبول نامزدی این شهر، از چهار سال قبل آغاز شد و از این پس مردم ترکیه به مدت یک سال شاهد دهها رخداد مهم فرهنگی و هنری اروپا در استانبول خواهند بود.

به گفته مسئولان رسمی، هوتل های استانبول در روزهای اخیر مملو از توریستانی است که برای شرکت در آغاز اعلام رسمی این عنوان برای استانبول به این شهر آمده اند.

استانبول سنگ زیربنای حیات فرهنگی و هنری ترکیه محسوب می شود و کلان شهر بودن استانبول از همین امر تاثیر پذیر بوده است و این شهر با خصوصیات منحصر بفرد خود در بسیاری از موارد شایستگی انتخاب پایتختی فرهنگی را داراست.

در سال 1985 میلادی اتحادیه اروپا در اجلاسی ، انتخاب سالیانه شهر فرهنگی اروپا را به تصویب رساند و در سال 1999 میلادی آتن به عنوان نخستین "شهر فرهنگی" اروپا انتخاب شد.

استانبول امسال به همراه شهرهای "اسن" آلمان و "پکس" مجارستان به مدت یکسال به عنوان پایتخت فرهنگی اروپا اعلام شدند.

 


هلمندي ځوانانو د فلمونو جوړلو ته مخه كړي ده

 

 په هلمند كي داګړي يوشمير ځوانان د فلمونو ،ډرامو او اعلانونو په جوړولو بوخت او ددوي پروينا دا ددوي لپاره يو ګټوركاردي. دغه ځوانان چي عمرونه يي له څوارلسو نه تر۲۸ كلني پوري دي شمير يي شاوخواشلو پوري رسيږي وايي: چي له دوي څخه ډيرويي په كابل كي د فلم جوړلو په برخه كي پنځلس ورځنۍ زدكړي هم كړي دي په هلمند كي د( هلمند ننداري) مشرپنځه ويشت كلن محمد طاهر افشار وايي: ډير ځله داسي پيښ شوي چي دغلته د فلم جوړوني پر وخت ځينوكسانو دوي ځورولي او د كارخنډ يي ګرځيدلي دي.دغه رازښاغلي افشاروايي داچي دوي د فلم جوړوني وسايل لكه كمري،كمپيوټر او ځيني نور اړين توكي نه لري نو ځكه خو هغه ډول چي ښايي د دوي كار پرمخ نه ځي.خوله دي سره سره يي د سولي نړيوالۍ ورځي په مناسبت يو ۳۵ دقيقيي فلم په عادي كمري ثبت او ننداري ته وړاندي كړي دي.

په دي فلم كي لسو لوبغاړو چي مركزي رول يي ښاغلي افشار او درويشت كلن اقبال خيبر لوبولي دي.خودنوروځوانانو لپاره پكي درول لوبولو بيخي لمړني تجربه وه داد ښاغلي افشار لمړني فلم وو چي د هلمند سلګونو ځوانانو ته په يوي ښوونځي كي يي ننداري ته وړاندي كړ چي د نندارچيانو له تاوده هركلي سره مخ شو. دسولي فلم سناريوو ښاغلي افشارليكلي اوډايريكټ يي هم ده پخپله كړي دي.ښاغلي افشار وايي: چي ددي ترڅنګ يي د نشه يي توكوپوليسو او پوهني په اغيزو هم دسټيج په سر جلاجلا لنډي ډرامي وړاندي كړي دي.

افشاروايي: د پنځه څلويښتو لنډو ډرامو په هغه پيستيوال كي چي تيركال په كابل كي جوړ شوي وو،دهلمند ځوانانو پكي پنځم مقام وګاټه

كه څه هم چي اوس په هلمند كي يوشميرځوانانو فلم جوړوني ته مخه كړي خو ځيني نورو بيا دراډيوي اعلانونو جوړوني لاره غوره كړي ده

دوه ديرش كلن مجنون يار چي د هلمند راډيو تلويزيون يو تكړه ممثل دي : تل يي پخپلو په زړه پورو نندارو د خلګو پام ځان ته رااړولي دي وايي:-تراوسه پوري دولت د پام وړ مرسته نه ده ورسره كړي هرڅه چي لري يايي كړي هغه ټول ددوي خپل دلاس خواري ده هغه وايي:- كه چيري افغان دولت دتخنيكي توكو لكه كمرو د ثبت پرمختلليو وسايلو او ترانسپورتي اسانتياوو مرسته ورسره وكړي نوښايي هغه انځورچي اوس د هلمند په اړه يعني د جنګ جګړو ډګر په ملي اونړيواله كچه د خلګو په ذهنونو كي رامنځ ته شوي، بدل او له دغه ځايه به په زړه پوري اعلانونه ،او فلمونه جوړ او ننداري ته وړاندي كړي .هلمند كه له يوه لوري دكوكنارواو ناامنيو پراخ ولايت ګڼل كيږي خو بل لوري ته يي ډيري ځوانانو په سختو حالاتوكي دپرمختګ په لورګامونه اوچت كړي دي .

دهلمند د ځوانانولوي مديرعلاوالدين سلطاني وايي چي سينما او هنرونو ته دهلمندي ځوانانو مخه كول يوحيرانوونكي نوښت دي .دده په خبره چي له ده سره افغان دولت مرسته نه ده كړي ترڅو پوري ډيري ځوانانو ته په بيلا بيلو برخو كي لكه هنر،زدكړو، كاراو كسب اسانتياوي برابري كړي

ښاغلي سلطاني له افغان دولت او مرستندويه موئسسو نه غوښتنه وكړه چي له ده سره دي دځوانانو اړتياوړ توكو لكه كمرو،كمپيوټرونو او مسلكي زدكړي په برخه كي مرستي وكړي

د هغه په خبره كه چيري په ريښتني توګه دهلمند ځوانانو ته د كاراوزدكړو اسانتياوي برابري شي ښايي هلمندي ځوانان به هم د هيواد د ځينو نورو سيمو د ځوانانو په شان په بيلا بيلو برخو كي د پام وړ لاس ته راوړني ولري . په هلمندكي په داسي حال كي ډيري ځوانانود فلمونو جوړلو ته مخه كړي ده چي په داورستيوكي ويل كيږي د هلمند ولايت امنيتي حالت ترډيره بريده پوري ښه شوي دي.ويل كيږي دامريكاداولس مشر بارك اوباما دافغانستان لپاره دنوي ستراتيژي له مخي به۳۰۰۰۰ نورنوي سرتيري دغه هيواد ته راشي چي ۹۰۰۰ زره به يي دامنيت ټينګښت په موخه په هلمند ولايت كي دډيورنډكرښي ته څيرمه سيمو كي ځاي پرځاي شي.

 


كنسرت مشترك خواننده‌های چند كشور برای مولانا

 

 رییس مؤسسه فرهنگی اكو از برگزاری كنسرت و تولید آلبوم موسیقی مولانا توسط كشورهای این منطقه به خصوص ایران، تركیه و افغانستان خبر داد.

حجت‌الله ایوبی رییس مؤسسه فرهنگی اكو اظهار داشت: در این مؤسسه تمام فعالیت‌های مولانایی منطقه را شناسایی می‌كنیم تا براساس آن به تولید كارهای مشترك بپردازیم.

وی افزود: قصد داریم با خوانندگان برجسته‌ كشورهایی كه نسبت مستقیم با مولانا دارند به خصوص ایران، تركیه و افغانستان صحبت كنیم تا بتوانیم یك كنسرت مشترك را براساس آن برنامه‌ریزی كنیم و آلبوم موسیقی مشتركی نیز ارایه دهیم.

ایوبی اظهار داشت كه در این راستا با خواننده ایرانی كه مشخص شده وارد مذاكره شده ولی هنوز برنامه‌ایی قطعی نشده است.
ایوبی هم چنین اظهار داشت: چند نمایش نیز در این راستا تولید شده و سفارش تولید چند نمایش دیگر را داریم و انجام پروژه‌های مشترك درباره شمس و مولانا را در مؤسسه فرهنگی اكو پیگیری می‌كنیم.

ایوبی علاوه بر آن كه ریاست مؤسسه فرهنگی اكو را برعهده دارد در بنیاد شمس تبریزی نیز بالاترین سطح مدیریتی را عهده‌دار است.

 


ده فیلم برتر نخستین دهه هزاره سوم

منتقدان نشریه معتبر گاردین 10 فیلم برتر دهه گذشته را معرفی کردند، "روبان سفید" فیلم تحسین شده میشاییل هانکه در رده پنجم این فهرست است.

گروه منتقدان نشریه معتبر گاردین شامل زن بروکس، پیتر بردشا، کاترین شورد و اندرو پولور در آستانه پایان سال 2009 و ورود به دومین دهه از قرن بیست و یکم با نگاهی به بهترین فیلم‌های سینمای جهان در یک دهه گذشته اسامی 100 فیلم برتر دهه را از نگاه خود معرفی کرده‌اند. فهرست 10 فیلم برتر در ادامه فهرست قبلی منتشر شد.

فیلم‌های سینمایی "خون به پا می‌شود"، پل تامس اندرسن، "برات" لری چارلز، "جاده مالهالند" دیوید لینچ، "تیم امریکا: پلیس جهانی" تری پارکر، "روبان سفید" میشاییل هانکه، "اتاق پسر" نانی مورتی، "چهار ماه، سه هفته، دو روز" کریستین مونگیو، "داگ ویل" لارس فن ‌تریه، "تایم اوت" لورن کانته و "فارنهایت 11/9 مایکل مور در این فهرست دیده می‌شوند.

از میان این آثار که فیلم‌هایی شناخته شده هستند "روبان سفید" میشاییل هانکه با توجه به موفقیت‌های جهانی که در یک سال گذشته به دست آورده بخت به دست آوردن اسکار را دارد.

 


 

چهارمین جشنواره ی موسقی در آلمان

 

چهارمین جشنواره ء اهدای جوایز تلویزیون آریانا، به بهترین های هنر موسیقی در شهر هامبورک کشور المان ، به ابتکار و تلاش اداره ی تلویزیون آریانا راه اندازی شد . شهر هامبورگ و در مجموع کشور المان ، در اروپا بیشترین مهاجرین افغان را در خود جا داده است که  در جمع آن ها بشترین هنرمندان از کشورما  را شامل است . انتخاب شهر و کشور برای برگزاری این جشنواره ئی خجسته یک اقدام کاملاً دقیق و بجا بوده که برای اشتراک سایر هنرمندان عزیز ما که در کشورهای هم جوار کشور المان و یا در مجموع در  کشور های اروپایی مقیم هستند تسهیلاتی از هر جهت موجود بود .

راه اندازی همچون محافل باشکوه که در پرتو نیات نیک  فرهنگی ، ادبی و هنری  باشد می تواند با ابعاد وسیع بر روح و روان انسان های جامعه ما برای بهتر زیستن ، با هم زیستن و در دسته جمعی کردن فکر و عمل برای ساختن فردای  بهتر و روشن بی تاثیرنباشد . در این جا و در یاری رسانی به تکمیل این برنامه با شکوه هنری و فرهنگی لزوم مشارکت بیدریغ و عملی وزارت اطلاعات فرهنگ افغانستان ، نیز ضروری بود که امید است با قرائت پیام ارسالی  آن وزارت در این محفل این همه مساعی و مشارکت خلاصه نشود . 

سال پار که سومین جشنواره ء اهدای جوایز تلویزیون آریانا به بهترین های هنر موسیقی  به ابتکار اداره ء آن تلویزیون که از قلب پر تپش کشور ما « کابل» نشرات دارد  در کشور امریکا ، راه اندازی شده بود یکبار دیگر زمینه آن مساعد شد تا اهل طرب و عده ئی از پیشکسوتان موسیقی کشورما که در  مهاجرت به سر میبرند ، زیر یک سقف حضور با هم رسانند. دید و وادید بعداز سالها دوری از هم برای دوستان هنرمند از یک سو و ملاقات حضوری عده ئی از هنرمندان تازه کار با اساتید هنر موسیقی وطن مااز سوی دیگر ، از لحظات خاطره انگیز و فراموش ناشدنی بود که تک ، تک ازاشتراک کننده ها طی گفت و شنود های شان با خبرنگاران برآن تاکید ورزیدند .  در محفل امسال شمار زیادی از هنرمندان افغان حضور داشتند و به بهترین های موسیقی افغان جوایز و اهدایای تعلق گرفت.

 

 


گرانترین تابلوی هنری پیكاسو

 در تاریخ حراج آثار هنری تاکنون یکی از تابلوهای پیکاسو بیشترین قیمت را به خود اختصاص داده است.

گرانترین تابلوی نقاشی که تا کنون در حراجی های معتبر جهان فروخته شده است ، تابلوی "پسر با پیپ" اثر نقاش معروف پابلو پیکاسو است که 104 میلیون و یکصد هزار دالر در سال 2004  فروخته شد.

هویت خریدار این تابلو اعلام نشده است ، گرانترین نسخه خطی نیز مربوط به دست نوشته های لیوناردو داوینچی هنرمند و دانشمندان معروف ایتالیایی است که در سال 1994، سی میلیون و 800 هزار دالر به فروش رفت.

این اثر 72  صفحه ای را بیل گیتس صاحب شرکت رایانه ای مایکروسافت خریداری کرد.

گرانترین لباسی که تا کنون طراحی و دوخته شده است لباسی بود که مارلین مونرو هنگام گفتن جمله "تولدت مبارک" به جان اف کندی رییس جمهور اسبق امریکا پوشیده بود.

این لباس در سال 1999 به قیمت یک میلیون و 267 هزار و 500 دالر فروخته شد.

 


پاچكو ‌برنده ‌جایزه ‌ادبی ‌سروانتس

 جایزه ادبی «سروانتِس» که آن را نوبل ادبیات کشورهای اسپانیایی زبان نیز می گویند، روز دوشنبه به خوزه امیلیو پاچِکو José Emilio Pacheco شاعر و نویسنده مکزیکی تعلق گرفت.

پاچکوی هفتاد ساله که تاکنون چندین جایزه ادبی دریافت کرده است و در ادبیات قرن نوزده مکزیک تحقیق می کند، به تدریس در دانشگاه و ترجمه آثار نویسندگان مشهوری هم چون تنسی ویلیمز و سامویل بکت نیز مشغول است.

جایزه ادبی 125 هزار یورویی سروانتس، روز 23 اپریل یعنی در سالروز مرگ میگویل دی سروانتس نویسنده مشهور اسپانیایی و خالق اثر به یاد ماندنی "دن کیشوت" به پاچکو اعطا می شود.

 

 


 

دختر افغان و جایزه ی دانشگاه یارک کانادا

      

یک دخترافغان جایزه (ایلین بار) را از دانشگاه مشهور يارک کشور کانادا بدست آورد.

رویا محصل بخش هنرهای دانشگاه یارک کانادا با به دست آوردن حدود نودو هفت در صد نمرات درمیان بیست و پنج هزار محصل این رشته ، مقام اول را از آن خود کرد .

این جایزه همه ساله برای محصلانی داده می شود که بیشترین نمره را نظر به سایرین به دست آورد .

رویا تنها بیست سال دارد و در حال حاضر محصل سال سوم بخش هنرهای دانشگاه یارک در کانادا است .

 او آرزودارد تا در رشته حقوق بین الدول دریکی از دانشگاه های مشهور ایالات متحده امریکا تحصیل کند.

رویا شایق است تا در سازمان ملل اجرای وظیفه کند و ازاین طریق برای هموطنانش مصدر خدمت شود. او با خواهر و مادرش در تورنتوی کانادا زند گی می کند. (خبر از کانون رشد فرهنگ و هنر)

 


جایزۀ ادبی سیمرغ

 خبرازکانون رشد فرهنگ و هنر افغانستان

 بنیاد آرمان شهر برای تشویق پدید آورندگان آثار ادبی، و هم چنان برای ترغیب آنان به توجه به صلح و جنگ، برنامه ای را به راه انداخته است که طی آن اشعار، نوشته ها، سفر نامه ها، خاطرات و قطعه های را که مردم نوشته اند، جمع آوری می کنند و در نهایت، طی یک محفل، به تعدادی از آنان جایزه داده خواهد شد.

 این برنامه در سراسر افغانستان در نظر گرفته شده است ولی قید مکانی در آن وجود ندارد ودر نتیجه از کشور های مجاور افغانستان هم آثاری برای شرکت در این برنامه فرستاده شده است. در آخر برنامه،     جایزه ی بنام جایزۀ ادبی سیمرغ به نویسندگان داده می شود. در این مورد، بنیاد می نویسد : «پس از تحمل سه دهه جنگ و خسران و نیم قرن بی داد، پس از گذار از طوفان ها و ناملایم ها، به یاد بیاوریم كه سیمرغ افسانه ای، كه پرش دوای هر درد است و نوید آزادی و داد، در پشت كوه قاف آشیانه نكرده، ما خود سی مرغ هستیم و در كانون و پیرامون، اگر بیدار شویم، سازنده و نگهبان صلح پایدار... و اگر هوشیار باشیم و باور كنیم، آستین بالا بزنیم.»

روح الامین امینی مسوول نشرات و رسانه های بنیاد آرمان شهر می گوید که تا حالا بیشتر از پنجاه اثر به دست آنان رسیده است و جمع آوری آثار تا یک ماه دیگر ادامه دارد.

 


ستاره ی افغان نامزد بهترین مستند 2009

  

انجمن بین‌المللی مستند اسامی پنج مستند بلند نامزد دریافت جایزه بهترین مستند سال 2009 را اعلام کرد که در میان آنها نام "ستاره افغان" دیده می‌شود.

به اساس این گزارش  فیلم‌های مستند "ستاره افغان" ساخته هاوانا مارکینگ، "آنویل؛ داستان آنویل" ساخته ساشا جروسی، "خاطرات سارق میدان تایمز" ساخته کلاس بنسه، "شرکت غذاسازی" رابرت کنر و "موگابه و افریقایی‌های سفیدپوست" به کارگردانی لوسی بیلی و اندرو تامسن نامزد دریافت جایزه بهترین مستند سال 2009 هستند.

انجمن بین‌المللی مستند امسال هم چنین جایزه افتخاری "شجاعت زیر آتش" را به لورا لینگ و یونا لی خبرنگاران تلویزیونی اهدا می‌کند که ماه مارچ سال گذشته به دست سربازان ارتش کوریای شمالی گرفتار شدند و 140 روز اسیر بودند.

آیرا گلس مجری برنامه اهدای جوایز به برترین‌های سینمای مستند 2009 است که چهارم دسامبر در اتحادیه کارگردانان امریکا در لس آنجلس برگزار می‌شود. (خبراز کانون رشد فرهنگ و هنر افغانستان)

  


صلای هرات در خطر نابودی

 

مقامات وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان می گویند که قرار است یک هیئتی به هدف بررسی وضعیت مناره های تاریخی هرات به آن ولایت سفر کند. عبدالاحد عباسی رئیس حفاظت از آبدات تاریخی در وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان گفته است که این هیئت ظرف یک ماه آینده وارد هرات خواهد شد و بررسی های تازه یی را در مورد راه های حفاظت از مصلاهای تاریخی هرات انجام خواهد داد. 

وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان انتظار دارد تا با اجرای بررسی های دقیق در مورد وضعیت مصلاهای تاریخی هرات، این مناره ها شامل فهرست میراث های فرهنگی جهان شود. پیش از این گزارشهای زیادی منتشر شده است که به سبب برخی مشکلات از جمله موجودیت یک سرک که از بین مناره ها گذشته است، جلو داخل شدن این داشته های تاریخی را در فهرست میراث های جهانی گرفته است.

 


موسسه در دري به كابل آمد

خبر از كانون بين المللي رشد فرهنگ و هنر افغانستان

موسسه دردري كه نزديك به يك دهه در شهر مشهد ايران در عرصه فرهنگ و ادبيات فارسي دري فعاليت داشت به تازگي به شهر كابل منتقل شده است.

هدف از انتقال موسسه دردري انسجام و هماهنگي بيشتر فعاليت هاي اين نهاد فرهنگي در داخل افغانستان است. در حال حاضر شماري از موسسان اين موسسه فرهنگي و از جمله محمد كاظم كاظمي شاعر و نويسنده و جواد خاوري نويسنده افغان به كابل آمده اند تا مقدمات فعاليت هاي اين موسسه را در اين شهر سامان دهند.

موسسه دردري افزون بر تشكيل جلسات شعر و داستان خواني فصلنامه ي خط سوم را نيز منتشر مي كند كه در ميان نشريات تخصصي افغانستان از اعتبار و اهميت ويژه برخوردار است.

موسسه در دري در سال هاي متمادي فعاليت در كشورايران زمينه ساز رشد دهها شاعر ، نويسنده و منتقد جوان افغانستان بوده است.

فرهنگيان افغان انتقال موسسه دردري را به كابل يك گام ارزشمند در راه اعتلاي فرهنگي افغانستان مي دانند.

 

 


"جنگ تریاک" برنده جایزه ي جشنواره روم
 

فلم «جنگ تریاک» ساخته صدیق برمک سینماگر افغان، جایزه طلایی مارک اورلیوی منتقدان فستیوال بین‌المللی فلم رم را دریافت کرد.

هیئت داوران این جشنواره متشکل از میشل سیمون منتقد برجسته فرانسوی، امانوئل لوی، طاهر بن جلون، رومن گوتک و ادواردو برونو، پس از تماشای فلم‌های بخش مسابقه، «جنگ تریاک» را شایسته دریافت این جایزه ارزنده تشخیص دادند.

صدیق برمک

فستیوال بین‌المللی رم، فستیوالی تازه تاسیس است و امسال سومین سال برگزاری آن بود که از ۲۲ تا ۳۱ اکتبر ادامه داشت.

جایزه اصلی این فستیوال که مجسمه طلایی مارک اورلیو و ۷۵ هزار یورو جایزه نقدی است به فلم برگزیده تماشاگران فستیوال؛ «قطعنامه ۸۱۹» ساخته جیاکومو باتیاتو اهدا شد.

«جنگ تریاک»، دومین فلم بلند صدیق برمک؛ کمدی سیاهی درباره افغانستان امروز است. داستان فلم درباره دو سرباز امریکایی سفید‌پوست و سیاه‌پوستی است که هلیکوپترشان سقوط کرده است. آنها پس از بیدار شدن از یک بیهوشی طولانی، خود را در صحرایی سوزان و برهوت می‌یابند که تنها ساکنان آن خانواده پرجمعیت یک زارع خشخاش‌اند که در یک تانک سوخته باقیمانده از نیروهای روسی زندگی می‌کنند.

نمایی از فلم «جنگ تریاک»

امریکایی سفید پوست که فرمانده است و زخمی شده، رفتاری نژادپرستارانه و تحقیر‌آمیز با سرباز سیاه‌پوست دارد و وی را وادار می‌کند تا او را کول کرده و به جای آبادی برساند.

آنها مثل قهرمانان تاتر پوچی‌اند که از دنیای مدرن به یک دنیای بدوی، وحشی و غیرمتمدن پرتاب شده‌اند؛ جهانی بلازده و نفرین شده که ساکنانش از ظلم و بی‌شرافتی می‌نالند و آرزوی مرگ می‌کنند.

فلم «جنگ تریاک» در ماه جون گذشته با حضور صدیق برمک در کنفرانس جهان فارسی زبان در دانشگاه سواس لندن به نمایش درآمده بود.

 


امضای توافقنامه میان یونسکو و افغانستان

 

توافقنامه‌ي حقوقي ميان افغانستان و يونسكو پس از هفت سال، توسط نماينده يونسكو و رييس امور ملل متحد وزارت خارجه به امضا رسيد.

شیگیرو آویاگی، رییس بخش آموزشی، علمی و فرهنگی ملل سازمان ملل(یونسکو) در افغانستان می‌گوید كه به دلیل ناامنی‌ها در افغانستان این نهاد از سال 2002 تا اکنون نتوانست اين توفقنامه‌ را امضا كند.

 افغانستان از سال 1948 به این سو عضویت يونسكو را دارد و به گفته‌ي مقام‌ها در وزارت خارجه، این نهاد در سال‌های جنگ نتوانسته است در کشور فعالیت کند و پس از "بر قراری صلح" و حضور جامعه جهانی در کشور، یونسکو در سال 2002 به فعالیت خود در افغانستان آغاز کرد.

 شیگیرو آویاگی، رییس یونسکو در کشور پنجشنبه 12 سنبله  به خبرنگاران گفت: یونسکو نسبت به سال‌هاي 2002 و 2003 فعالیت های خود را درافغانستان افزایش داده و تا اکنون توانسته است فعالیت‌های چشم گیری دراین کشور داشته باشد. 

رییس امور ملل متحد وزارت خارجه که در این نشست حضور داشت گفت: یونسکو فعالیت های قابل ملاحظه‌ی را درعرصه های نوسازی فرهنگی و علمی در کشور داشته است و آنان خواسته اند که همکاری بيشتری را با افغانستان داشته باشند.

 یونسکو از هفت سال به این سو در بخش نگهداری آثار باستانی، اعمار مجسمه های بودا در بامیان، منار جام در ولایت غور و در بخش‌هاي آموزشی فعالیت چشم گیری را انجام داده است.

شیگیرو آویاگی، رییس دفتر یونسکو در کشور وعده داد که در بخش های فرهنگی و اجتماعی کار های بيشتری را برای افغانستان انجام دهند.

 

بازگشت به بالا